در ميانشان عداوت و دشمنى را تا روز قيامت افكنديم . و به زودى خداوند آنان را به آنچه دأب و روششان اينطور بود كه انجام مىدادند متنبّه و متوجّه مىكند . » و دلالت اين دو آيه بر اشتمال تورات و انجيل فعلى بر بعضى از احكام حقّه ، ظاهر است .
[ كتب يهود و نصارى ، نظير كتب أخبار و تواريخ ماست ]
كتب يهود و نصارى نظير كتب أخبار و تواريخ ماست . مردم آنها را گرد آورده و كتاب نمودهاند . كتاب تورات و انجيل مانند « روضة الصّفاء » و « تاريخ طبرى » و « سيرهء ابن هشام » است كه از احوال موسى و عيسى و غيرهما بيان مىكند . و اينكه مىگويند : كتاب موسى « 1 » عليه السّلام ، يعنى كتابى كه در شرح حال وى نوشتند ؛ نه آنكه خود موسى عليه السّلام نوشت . و كتاب مسيح عليه السّلام ، يعنى شرح زندگى او ، نه تأليف او . و كتاب يوشع ، يعنى كتابى كه در شرح و ترجمهء احوال او نوشته شده است ، نه آنكه خود يوشع تحرير كرده باشد . مثل آنكه ما مىگوئيم : « مختارنامه » ، يعنى كتابى كه در شرح احوال و قيام مختار نوشتهاند .
با تمام اين احوال ، كتب احاديث ما از تورات و انجيل كه آنها را كتب سماوى مىدانند معتبرتر است . چون در احاديث ما روايات متواتر و مستفيض بسيار است ، و آنها كه اينطور نيستند ، غالبا سند متّصل دارند ؛ و حال راويان و ترجمهء آنها مسطور و معلوم و مضبوط است . امّا تورات و انجيل نه قطعىّ الصّدور است ، و نه سند متّصل دارد .
براى شرح و تفصيل حقيقت امر ، ناچاريم در هريك از دو كتاب تورات و انجيل و كيفيّت تحوّلات و تغييراتى كه در آنها روى داده جداگانه بحث كنيم .
هامش
( 1 ) - در « قاموس كتاب مقدّس » در مادّهء موسى ، ص 849 گويد : موسى به معنى « از آب كشيده شده » است . و در ص 853 گويد : احدى تا امروز قبر موسى را ندانسته است .