موجب تشتّت أفكار و در نتيجه ضعف علمى آنان خواهد شد .
- آمريكا براى قطع نسل سرخپوستان ، زنان آنها را عقيم نمود .
- استيضاح مدير و برنامهريز طرح تحديد جمعيّت در پنج سؤال .
- ريشهء اين طرح در فلسفهء مالتوس انگليسى است .
- تشويق كشاورزان به مصرف و تجمّل ، هدم زراعت است .
- استعمار با توسعهء ورزش ، مردم را از اولويّتهاى اساسى زندگانى منصرف مىنمايد .
- فقيه نمىتواند تشخيص مضرّات بستن لولهها و داروها و لوازم جلوگيرى را بعهدهء عوام بگذارد .
- تفكّر كاهش جمعيّت با روح ايمان و فلسفهء اسلام ضدّيّت كامل دارد .
18 - نامهء نقد و اصلاح پيشنويس قانون أساسى
پس از انتشار پيشنويس قانون اساسى در طليعهء انقلاب اسلامى و دستور رهبر فقيد انقلاب قدّس سرّه مبنى بر اظهار نظر علماء و انديشمندان نسبت به مفاد اين پيشنويس ، علّامهء مؤلّف قدّس سرّه نامهاى مشروح كه حاوى نقد و تحليل مندرجات اين پيش نويس بود براى بنيانگذار جمهورى اسلامى و مجلس خبرگان و علماء شهرها ارسال نمودند .
اجمالى از مفاد اين نامه به شرح زير است :
- در فلسفهء توحيدى اسلام ، حكم و قانون و قضاء از عالم كلّيّت و تجرّد كه در قلب ولىّ خداست ، تدريجا گسترش يافته و اقشار مردم را دربر مىگيرد .
- در فلسفههاى مادّى و قوانين غربى است كه مراكز تصميمگيرى از كثرت و افكار عامّهء مردم گرچه در نهايت ضعف باشند ، شروع مىشود .
- قالب حكومت در اسلام بر اساس رأىگيرى و اكثريّت نيست ؛ بلكه متّكى بر تشخيص اهل خبره براى يافتن أفضل و أعلم و خدائىترين مردم است .
- تجربهء مشروطه براى ما بس است .
- رياست در حكومت اسلام اختصاص به ولىّ فقيه دارد و ايجاد كانونهايى بنام رياست جمهورى ، مجلس قانونگذارى و قوّهء قضائيّه فقط براى اجراى دستورات ولىّ فقيه بايد باشد .
- قانون اساسى اسلام ، قرآن و سنّت است و قانون اساسى تنها نقش تبيين و توضيح دارد .
- وظيفهء مجلس شورى ، كارشناسى و تحقيق و مشورت و نتيجه را در اختيار حاكم اسلام قرار دادن است نه قانونگذارى ؛ و در صورت تحقّق اين امر ، لزوم كانونى به نام شوراى نگهبان نيز منتفى است .
- نظام اسلامى ، نظامى است توحيدى بر پايهء فرهنگ اصيل و پويا و انقلابى إسلام كه بر أساس نماز و زكات و حجّ و روزه و ولايت بنا