و از كيفيّات وساطتشان اينست كه : بعضى از آنها در مقامى رفيعتر و منزلهاى عالىتر از بعضى دگر باشند ، و آن فرشتهء بالا به فرشتهء پائين چيزى از تدبيرات را امر كند . زيرا در حقيقت اين وساطتى است از فرشتهء متبوع ، ميان خدا و ميان فرشتهء تابع او در ايصال امر خداوند تعالى ؛ مثل وساطت ملكالموت در امر به بعضى از اعوانش به قبض روح بعضى از ارواح . و اين واقعيّت را خداوند از ملائكهء خود حكايت مىنمايد :
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ .
( آيه 164 ، از سورهء صافّات ) « هيچكدام از ما نيستند مگر آنكه مقام معلومى را حائزند . » و مىفرمايد :
مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ .
( آيه 21 ، از سورهء تكوير ) « رسول اعظم وحى ، در آن مقام قدس ، مطاع و فرمانده است و در آنجا امين است . » و مىفرمايد :
حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ .
( آيه 23 ، از سورهء سبأ ) « تا زمانى كه ترس از دلهايشان برداشته شود ، به فرشتگان مىگويند :
پروردگار شما چه گفت ؟ ! آنها پاسخ مىدهند : حقّ ! »
[ وجود ملائكه عنوان وساطت بين خدا و خلق را دارد ، بدون منافات با استناد به علل مادّيّه ]
و اين وساطت فرشتگان كه بين خدا و حوادث است ( يعنى اسباب و عللى مىباشند كه حوادث را بدانها استناد مىدهند ) منافاتى با استناد حوادث به اسباب و علل قريبهء مادّيّهء خود ندارد ؛ زيرا كه سببيّت طولى است نه عرضى به معناى آنكه سبب نزديك ، سبب حدوث حادث است ؛ و سبب دور ، سبب براى پيدايش آن سبب است .
همانطوركه وساطتشان و استناد حوادث به آنها منافاتى با استناد حوادث به خداوند متعال ندارد ؛ و بنا بر مقتضاى توحيد حضرت ربّ ، خداوند متعال يگانه سبب و علّت عامل براى ايجاد موجودات است .