روح همان روح است ؛ و متّحد است با بدن در تمام اين أطوار . و ممكنست براى بدن حالاتى پيش بيايد كه بر خلاف خواست و اقتضاى روح باشد اگر روح را به حال طبعى خود واگذارند ؛ به خلاف روح كه آن
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
است . « 1 » ( يعنى همان خميره و سرشتى كه خدا مردم را بر همان سرشت ، آفريده است ) و بدن هم با وجود اين ، همان روح است ؛ يعنى انسان است .
[ تمثيل معارف الهيّه در أفهام مختلفه ، به صراط مستقيم و سبل الى الله ]
همينطور سبيل به سوى خداوند تعالى همان صراط مستقيم است . با اين تفاوت كه سبيل همچون سبيل مؤمنين و سبيل انابهكنندگان ، و سبيل پيروان پيامبر ، و غيرها ، از سبيلهاى خداوند متعال ، چه بسا آفتى و يا نقصانى از خارج به آن مىرسد . أمّا اين آفت و نقصان همانطوركه دانستيم : بر صراط مستقيم نمىتواند عارض گردد .
و همانطوركه دانستيم كه : إيمان كه سبيل به سوى خداست ، چه بسا با شرك مجتمع مىشود ؛ و با ضلال جمع مىگردد ؛ و ليكن شرك و ضلال با صراط مستقيم جمع نمىشوند .
بنابراين از براى سبيل مراتب بسيارى است ، از جهت خلوص ، و آلودگى ، و از جهت قرب و بعد ، و معذلك تمام اين مراتب متفاوت بر صراط مستقيم قرار دارد . و يا عين صراط مستقيم است .
خداوند تبارك و تعالى اين حقيقت را يعنى اختلاف سبل را به سوى خدا ، در عين آنكه همگى از صراط مستقيم نشأت مىگيرند ، در مثالى كه براى حقّ و باطل زده است ، در قرآن كريمش بيان نموده است :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ
هامش
( 1 ) اقتباس از آيهء 30 از سورهء 30 : روم است .