بعد از سال صد و نود فوت كرده است ؛ پس حدود پنجاه سال بعد از حضرت زندگى نموده است . روى اين زمينه در زمان حضرت صادق عليه السّلام جوان بوده است .
وانگهى در تشيّع و تديّن مثل هشام بن حكم نبوده است ؛ بلكه شخص منحرفى بوده و كلامش هم براى ما شيعيان قابل استدلال نيست . آن وقت حضرت به كلام يك جوان منحرفى استشهاد كنند ، اين بسيار بعيد است !
و على كلّ تقدير ، ما بيائيم و كتابى را به يكى از بزرگانِ از فقهاى شيعه نسبت دهيم ( چون اين كتاب را مسلّماً يك شخص فقيه شيعه نوشته است كه هم به فقه أكبر آشنا بوده است و هم به فقه أصغر ؛ و رموز و دقائقِ عرفانى و روح توحيد را مىدانسته است . ) بدون اينكه مؤلّف نام خودش را ذكر كرده باشد ، و از پيش خود اين عبارات را جعل كرده و به حضرت صادق عليه السّلام نسبت داده باشد ، اين تقريب قابل قبول نيست .
شواهد دالّه بر آنكه كتاب « مصباح » خطّ و نوشته حضرت صادق عليه السّلام نيست
أمّا آيا ما مىتوانيم بگوئيم كه اين كتاب عبارات خود حضرت است و حضرت با قلم خود نوشتهاند : قالَ الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلامُ كذا ؟
اين نسبت را نميتوان داد ، زيرا أوّلًا : در صدر « مصباح الشّريعة » مىگويد : أمّا بَعْدُ فَهَذا كِتابُ « مِصْباحِ الشّريعَةِ وَ مِفْتاحِ الْحَقيقَة » مِنْ كَلامِ الإمامِ الْحاذِقِ وَ فَيّاضِ الْحَقآئِق ، جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّادِق ، عَلَى ءَابآئِهِ وَ عَلَيْهِ الصَّلَوةُ وَ السَّلام . و إنسان كتابى را كه خودش مىنويسد ، بدين عبارت نمىنويسد كه : من فيّاض حقائقم ، إمام حاذقم ؛ بلكه مثل سائر روايات مثلًا ميگويد : هَذا ما قالَهُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ .
و ثانياً : در صدر تمام أبواب اين كتاب نوشته است : قالَ الصّادِقُ عَلَيْهِ السَّلام . و اگر بنا بود كه إملاء خود حضرت باشد ، نمىگفتند : قالَ الصّادِقُ عَلَيْهِ السَّلام . چون « صادق » لقبى است كه به حضرت داده شده است ، نه اينكه حضرت خود را صادق بگويند ؛ بلكه بايد مىگفتند : قالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّد . و