هستند ( اينها واقعاً دشمنانى هستند كه به صورت شيعه در آمدهاند ، عالمند و راوى حديث ، ولى در باطن دشمن ما هستند ؛ با ما در باطن ربط ندارند ، رَويّه و منهاج ما را نمىپسندند ) و اينها أفرادى هستند كه قدرت ندارند در كار ما قَدْح كنند و عيبى از ما بگيرند ، و آن عيب را به مردم نشان بدهند . لذا پيش ما مىآيند و بعضى از اين علوم صحيحهء ما را تعلُّم و أخذ مىكنند ؛ آنوقت بعنوان شاگردى و تعلّم در نزد ما أهل بيت ، در پيش شيعيان ما موجَّه مىشوند ؛ داراى رنگ و آبرو مىشوند ؛ داراى مقام و منزلت ميشوند ؛ و از طرف ديگر مقام و منزلت ما را در نزد نُصَّاب و دشمنان ما شكسته و پائين مىآوردند . ( زيرا كه دشمنان ما مىگويند : اينكه شاگرد حضرت صادق عليه السّلام باشد ، معلوم است كه خود حضرت صادق هم چيست . وقتى شاگردش اينطور است ، معلوم مىشود كه : عيب در آن مكتبى است كه در آن درس خوانده است . )
آنوقت إضافه ميكنند به آن علوم ما ، أَضْعَافَ وَ أَضْعَافَ أَضْعَافِهِ مِنَ الاكَاذِيبِ ؛ چندين برابر و مضاعف از آن دروغهائى كه خود مىبندند ؛ و بر اين علوم صحيحهء ما آن دروغها را إضافه مىكنند . دروغهائى كه ما از آنها بيزار هستيم . ( نه خودمان ، نه حسّمان ، نه عقلمان و نه نفسمان ، به آن دروغها راه ندارد . )
مى روند و به عنوان « قال الصّادق » تحويل مردم مىدهند . آنوقت أفرادى از مُستضعفين از شيعيان ما ، كه أهل تسليمند و مردمِ رام و خوبى هستند ، اين مطالب را قبول مىكنند ، و بعنوان اينكه علوم ماست از اينها مىگيرند . پس اين دسته از علماء ، هم خودشان گمراهند ، و هم تمام اين جماعت شيعه را گمراه مىكنند . »
وَ هُمْ أَضَرُّ عَلَى ضُعَفَآء شِيعَتِنَا مِنْ جَيْشِ يَزِيدَ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ أَصْحَابِهِ فَإِنَّهُمْ يَسْلُبُونَهُمُ الارْوَاحَ وَ الامْوَالَ .
« و اين دسته از علماء ، ضررشان براى ضعفاى شيعيان ما از لشكر يزيد بر
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٣