مختفى و مكنون است ، و در طبايع آنان ذخيره مىباشد ؛ و بواسطهء ولايت والى ، تمام استعدادات و قابليّتها به مرحلهء ظهور و بروز مىرسد ، و مردم از نهايت درجهء فعليّت و كمال خود بهرهمند مىشوند ؛ يعنى به سبب قيادت و زعامت و جلودارى شخص والى است كه مجتمَع در صراط مستقيم به حركت در مىآيد .
بنابراين ، اگر اين منصب ولايت و حكومتى كه از لوازم همان ولايت است ، به أهلش سپرده شود و در محلّ خود واقع گردد ، مردم در دنيا و آخرت متنعّم خواهند بود ، و بسوى كمال حقيقى خود حركت مىكنند .
در دنيا به بهترين عيش و زندگى ، روزگار خود را مىگذرانند ؛ و به بهترين وجه از مواهب إلهيّه ، كمال استفاده را مىبرند ؛ و بدون نگرانى و اضطراب ، عمر خود را به پايان مىرسانند ، مَعَ الْوُصُولِ إلَى غَايَةِ الدَّرَجَاتِ الْمُقَدَّرَةِ لَهُمْ فِى سَيْرِهِمُ الْكَمَالِىِّ . كه نهايةً وصول به أعلى درجهء در سير كمالى را كه خداوند براى بندگانش مقدّر فرموده تضمين مىنمايد ؛ و در آخرت نيز به ثمرات مَساعى خود در دنيا متلذّذ مىشوند . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلِّم فرمود : الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ « 1 » ؛ و الدُّنْيَا مَتْجَرَةُ الآخِرَةِ ؛ يا مِتْجَرَةُ الآخِرَةِ . « دنيا زراعتگاه آخرت » يا « تجارتخانهء آخرت » يا « وسيله و آلت تجارت براى آخرت است . »
دنيا همانند ابزار و آلاتى مىماند كه براى وصول به آخرت به إنسان ارزانى داشتهاند . بنابراين در سايهء ولايت ولىّ صالح ، علاوه بر اينكه مردم در دنيا از كمالات خود به نحو خوبى بهرهمند مىشوند ، به آخرتِ نيكو و پسنديده هم خواهند رسيد ؛ و به
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
« 2 » ، متنعِّم مىشوند
هامش
( 1 ) « مجموعهء ورّام » طبع آخوندى ، ص 191 ، باب ما يُحمد من الجاه ؛ و در « شرح غرر و دُرر » آمُدى طبع دانشگاه طهران ، ج 1 ، ص 120 با اين لفظ آمده : الدُّنْيَا مَعْبَرَةُ الآخِرَةِ .
( 2 ) قسمتى از آيه 71 ، از سورهء 43 : الزّخرُف « در آخرت آنچه نفوس به آن راغبند و چشمها از آن لذّت مىبرند ، وجود دارد . »