تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
امور و قدرت بر آنها و بجا آوردن آنها را دارد ، و تا هنگامى كه اين معانى سه گانه ( تدبيرو قدرت‌و فعل ) با يكديگر مجتمع نشوند إطلاق لفظ والى در آنجا آزاد و رها نيست . و در « لسان العرب » آنچه را كه ما از « نهايه » و « تاج العروس » نقل كرديم بعينه آورده است ، و لذا از تكرار آن خوددارى مىنمائيم . راغب اصفهانىّ در « مفردات » گويد : الْوَلآءُ و التَّوَالِى أنْ يَحْصُلَ شَيْئَانِ فَصَاعِدًا حُصُولًا لَيْسَ بَيْنَهُمَا مَا لَيْسَ مِنْهُمَا . « وَلَاءو توَالىبمعنى آن است كه : دو چيز يا بيشتر طورى با همديگر قرار گيرند كه چيزى غير از خود آنها در ميانشان وجود نداشته باشد . » و بدين مناسبت وَلَاء و توَالِى را براى قُرب مكانى و قرب نَسَبى ، و قرب دينى ، و قرب صداقت و دوستى و قرب نصرت و يارى ، و قرب اعتقادى استعاره مىآورند . و وِلايت با كسره به معنىِ نُصرت ، و وَلايت با فتحه به معنى متولّى شدن در امور است ؛ و گفته شده : وِلايت و وَلايت همانند دِلالت و دَلالت هستند ، و حقيقت آن متولّى شدن بر أمر است . و هر يك از وَلّى و مَوْلَى ، در اين معنى استعمال مىشوند ، و بنابراين در معنى فاعلى مُوالِى و در معنى مفعولى مُوَالَى گفته مىشود . وَلىّ بر وزن قَتِيل هم به معنى اسم فاعل « قاتل » و هم به معنى اسم مفعول « مَقتول » مىآيد . به مؤمن وَلِىُّ اللَه‌گفته مىشود ؛ و ليكن مَوْلَى اللَه‌وارد نشده است . و گاه گفته مىشود : اللَهُ تَعَالَى وَلِىُّ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَوْلَاهُمْ . « خداوند متعال ، ولىّ مؤمنان و مولاى ايشان است » .
اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
؛
نِعْمَ الْمَوْلى
؛
فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ
أمّا از نوع أوّل كه به معنى فاعل باشد اين آيات است :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
« 1 » « خداوند ولىّ كسانى است كه إيمان آوردند . »
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ
« 2 » « بدرستى
هامش
( 1 ) صدر آيه 257 ، از سورهء 2 : البقرة ( 2 ) صدر آيه 196 ، از سورهء 7 : الاعراف
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 22 | السيد محمد حسين الطهراني