تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
آمدند و بعضى به بعض ديگر گفتند : اگر ما به اين آيه كافر شويم ، به سائر آيات قرآن هم كافر شده‌ايم ! و اگر به اين آيه إيمان آوريم ، ما را به همان متن و مُفاد خود دعوت مىكند ؛ وَ لَكِنَّا نَتَوَلَّى وَ لَا نُطِيعُ عَلِيًّا فِيمَا أَمَرَ ؛ فَنَزَلَتْ : «
يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها »
« 1 »
.
« و ليكن ما ولايت علىّ را قبول مىكنيم ؛ و أمّا دربارهء آنچه كه او أمر مىكند إطاعت او را نمىنمائيم ؛ پس اين آيه نازل شد : نعمت خدا را مىشناسند ، و سپس آن نعمت را إنكار مىكنند . » و گفتار خداوند تعالى :
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
« 2 » ، از حضرت باقر عليه السّلام وارد است كه : اين أولويّت پيامبر به مؤمنين از خود ايشان ، دربارهء أمر حكومت و إمارت نازل شده است ؛ و معنى آيه اين مىشود كه : پيغمبر نسبت به مردم از خود آنها به خودشان سزاوارتر است ؛ و بنابراين جائز است كه پيامبر در صورت نياز ، غلام و مملوكى را با وجود آنكه صاحبش به آن محتاج است ، از او بگيرد . و روى همين أصل روايتى وارد شده است كه : النَّبِىُّ - صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ - أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ ؛ وَ كَذَا عَلِىٌّ مِنْ بَعْدِهِ . « پيامبر سزاوارتر است به هر مؤمنى از خود آن مؤمن به خودش ؛ و نيز علىّ بن أبى طالب ( عليه السّلام ) پس از او اينچنين است . » و گفتار خداوند تعالى :
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ
« 3 » « از براى خداوند وَليّى از جهت ذلّت او نيست . » ولىّ به كسى گويند كه قائم مقام و جانشين شخص باشد در امورى كه اختصاص به او دارد ، و آن شخص به جهت عجز و ناتوانى قادر بر بجا آوردن آن امور نيست ؛ مانند ولىّ طفل و ولىّ مجنون .
هامش
( 1 ) . صدر آيه 83 ، از سورهء 16 : النَّحل ( 2 ) صدر آيه 6 ، از سورهء 33 : الاحزاب ( 3 ) قسمتى از آيه 111 ، از سورهء 17 : الإسرآء