تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
كراراً به نزد رسول خدا آمد و إجازه مىخواست تا زينب را طلاق گويد ؛ و پيغمبر إجازه نمىداد و مىفرمود : بايد زنت را نگاه دارى و نبايد او را طلاق بدهى !
وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ
« 1 » « اى پيغمبر به آن كسى كه خداوند بر او نعمت بخشيده ، و تو نيز بر او نعمت ارزانى داشته‌اى ، گفتى : زنت را براى خودت نگهدار و رها مكن ، و از خدا بپرهيز ! » زيد بدستور پيغمبر عمل نموده بر جفاى زينب صبر مىنمود ، تا آنكه طاقت او سر آمد ، و نزد رسول الله آمد و عرض كرد : من ديگر تحمّلِ صبر و شكيبائى با او را ندارم ؛ و إذن مىخواهم كه او را طلاق دهم . پيغمبر إذن دادند و زيد او را طلاق داد . اينجاست كه پيغمبر به أمر خدا مأمور مىگردند تا حكم دوّم ، يعنى إلغاء آثار پسر خواندگى را به إجراء در آورند ؛ آن هم در أوَّلين مرحله ، دربارهء خود ، به اين صورت كه زينب را كه زن پسر خواندهء خود و در حكم عروس آن حضرت بود ، به نكاح خويش در آورند ؛ تا عملًا بر مردم روشن گردد كه زنِ پسر خوانده ، عروسِ إنسان نيست و نكاح او بدون إشكال است . و ليكن پيغمبر از مردم در خوف و هَراس بود . چه ، اين أمر در نزد مردم بى سابقه بود ؛ و اگر زينب را به نكاح در مىآوردند مردم مىگفتند : رسول خدا با عروس خود نكاح كرده ! و از دين بر مىگشتند . و چه بسا محتمل بود إسلام در اين مراحل منقلب شود . آيه نازل شد : اى پيغمبر ، تو از مردم در خوف و وحشت نباش و از مردم نترس ! أمر خدا را عملى كن ؛ خداوند سزاوارتر است از اينكه از او بترسى . و آنچه را كه أمر خدا راجع به اوست ( از جواز ازدواج با زينب ) تو آن را پنهان مىكنى ، به مردم نمىگوئى ! خداوند آن را آشكار مىسازد و ظاهر مىكند : وَ
هامش
( 1 ) صدر آيه 37 ، از سورهء 33 : الاحزاب
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 132 | السيد محمد حسين الطهراني