و أمّا خدا حقّ است و به حقّ هدايت مىكند .
قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ
« 1 » آيات قرآن كاملًا اين مطلب را روشن مىكند و بما نشان مىدهد كه : پيغمبر چنان تسليم أوامر پروردگار است كه در درون خويش اگر به اندازهء مختصرى در أفكار و نيّت و شخصيّتش مخالفتى ببيند ، همان آن ، خودش را مورد قهر و عذاب پروردگار مشاهده مىكند .
و بدون هيچ تعارف ، قرآن براى ما اين مطلب را روشن مىكند كه چطور پيغمبر گوش بزنگ و مواظب است كه از طرف پروردگار چه دستورى مىرسد ، تا آن را إجرا كند .
يعنى ولايت او ولايت خداست ؛ أمر او ، أمر خداست ؛ نهى او نهى خداست ؛ اختيار او اختيار خداست . و اينطور نيست كه خيال كنيم پيغمبر چون ولايت دارد ، مىآيد و دختران مردم را براى خود انتخاب مىكند ؛ يا بيايد از أموال مردم ، هر چه خوب و نفيس است براى خود بردارد ؛ و بگوئيم خدا به پيغمبر ولايت داده است كه اين كارها را بكند ، أبداً !
يا بيايد تمام اين دخترانى را كه انتخاب كرده ، چه از ميان مردم و چه از اسراء ، بين أقوام و نزديكان خود قسمت كند ؛ يا از آن أموال نفيس به دختر خود بدهد ، چون دختر اوست ؛ أبداً و أبداً ! به اندازهاى اين معانى دور است كه صد در صد ضدّ مسير خداست .
پيغمبر تمام زنها را دختر خودش مىبيند ؛ تمام مردها را فرزند خود مىداند ؛ مشركين را فرزند خود مىبيند و براى هدايت آنها جهاد مىكند ؛ و براى هدايت آنان به هزار مُشكله برخورد مىنمايد .
پيامبر چنان نظر وسيعى دارد و چنان فروتنى دارد كه روى خاك مىخوابد ، براى اينكه مردم را هدايت كند . سيرهء پيغمبر خيلى عجيب و دقيق است . و إنسان بايد ملاحظه كند أمر و نهى پيغمبر چه بوده است ؟ كجا أمر
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 35 ، از سورهء 10 : يونس