تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
برخاست و گوشى خود را محكم به زمين كوفت و هاى هاى گريه كرد ، و خودش در تكفين و تشييع شركت كرد . بدن ايشان را شبانه غسل دادند و كفن نمودند و جمعيّت انبوهى غير مترقّب چه از اهل كربلا و چه از نواحى ديگر كه شناخته نشدند گرد آمدند و با چراغهاى زنبورى فراوان به حرمين مطهّرين حضرت أبا عبد الله الحسين و حضرت أبا الفضل العبّاس عليهما السّلام برده ، و پس از طواف بر گرد آن مراقد شريفه ، در وادىالصّفاى كربلا در مقبرهء شخصىاى كه آقا سيّد حسن براى ايشان تهيّه كرده بود به خاك سپردند . رَحمَةُ اللهِ عَلَيهِ رَحمَةً واسِعةً ، وَ رَزَقَنا اللهُ طَىَّ سَبيلِهِ وَ مِنْهاجَ سيرَتِهِ ، وَ الحَشرَ مَعَهُ وَ مَعَ أجْدادِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيهِم أجمَعين .
عجب از كشته نباشد به در خيمهء دوست * عجب از زنده كه چون جان بدر آورد سليم
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا .
« 1 » « مردانى بودند كه در آنچه را كه با خدايشان عهد بستند به راستى رفتار كردند ؛ پس بعضى از آنها شربت مرگ نوشيدند و بعضى در انتظارند . و هرگز در حكم حضرت خداوندى در اين امور تبديل و تغييرى احداث نكردند . »

ابيات ابن فارض مصرىّ مناسب با رحلت حاج سيّد هاشم حدّاد ، و ترجمهء ابيات

قَلْبى يُحَدِّثُنى بِأنَّكَ مُتْلِفى * روحى فِداكَ عَرَفْتَ أمْ لَمْ تَعْرِفِ ( 1 ) لَمْ أقْضِ حَقَّ هَواكَ إنْ كُنْتُ الَّذى * لَمْ أقْضِ فيهِ أسًى وَ مِثْلى مَنْ يَفى ( 2 )
هامش
( 1 ) آيه 23 ، از سورهء 33 : الاحزاب