تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
محمّد حسن شيرازى قُدّس سرُّه قرار ميدهد و ادّعا مىكند : من سيّد حسنى هستم ، و بايد مردم را آمادهء ظهور كرد كه عن‌قريب حضرت صاحب‌الامر در رأس چند ماه ظهور ميفرمايند . مردم كاظمين و نجف و بالاخصّ مقدّسين آنها از قضيّه استقبال مىكنند ، و پولهائى به دستور وى براى تجهيزات و سلاح جنگ و سائر ما يحتاج از تجّار و كسبهء معتبر جمع‌آورى مىنمايند ، و مردم را تهييج و آمادهء ظهور مىنمايند . البتّه اين شورش در كربلا بواسطهء وجود و جلوگيرى حضرت آقاى حاج سيّد هاشم كمتر بود . ولى رأس فتنه و فساد در كربلا همان كسى بود كه در همين نزديكى فتنهء توحيديّه و ولايتيّه را رهبرى مىنمود ، و پس از ارتحال مرحوم انصارى در مجالس طهران اعلام به عدم نياز به استاد و كفايت وجود إمام زمان را سر داده بود كه ما مفصّلًا در اوائل كتاب ذكر نموديم . وى هم با ارسال پيام و گسيل داشتن افرادى را نزد تجّار و محترمين و جمع‌آورى وجوهات كثيره و اموال معتنابهى قضيّه را دامن ميزد . و اينك هم كه در قيد حيات است همه‌اش سخن از إمام زمان و جزيرهء خَضرا و أولاد و احفاد آن حضرت بر زبان دارد . امّا كدام إمام زمان ؟ آيا امام واقعى و حقيقى ؟ و يا امام پندارى و تخيّلى ؟ به هر حال إمام زمان از خدا جدا نيست ، و به امر و مشيّت اوست . و اوّلين كسى كه از وى و از حركتش خبر دارد ، ولىّ خداست كه با خداست و در حرم خداست ؛ نه آن‌كس كه بوئى از توحيد به مشامش نرسيده و ظهور و فرج او را بر روى پندار و مصالح و مفاسد شخصيّهء خويش توجيه مىكند . نَعوذُ بِاللهِ مِن شُرورِ هَؤلاءِ و مِن شُرورِ أنفُسِنا ! و علّت گرايش و جذب اين مرد به آن مدّعى سيّد حسنى اين بود كه مىگفته است : او مرد صادقى است و داراى مكاشفات است . و روى قرائن
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 564 | السيد محمد حسين الطهراني