بوسيدن درهاى قبور امامان بدون شبهه و شكّ ، بدون اشكال است ؛ كما اينكه در بعضى از روايات وارده در كتاب مزار وارد است . ما اگر اقتصار و جمود بر معنى عَتَبَه كنيم ، بوسيدن زمين جلوى در و بوسيدن قسمت تحتانى در نيز جائز است ؛ چون در اين روايات است كه : عَتَبَه را ببوس و پس از آن داخل شو !
در « شرح قاموس اللغة » گفته است : عَتَبَة به تحريك ، آستانهء در است يا بالاى هر دو در است .
و در « صِحاح اللغة » گفته است : و الْعَتَبُ : الدَّرَجُ ، و كُلُّ مِرْقاةٍ مِنْها عَتَبَةٌ . و الْجَمْعُ : عَتَبٌ و عَتَباتٌ . و الْعَتَبَةُ : اسْكُفَّةُ الْبابِ ، و الْجَمْعُ : عَتَبٌ . و مراد از اسْكُفَّةُ الباب همان ساحت روى زمين و سطح جلوى در است كه هنگام وارد شدن ، قدمهاى شخصِ وارد در آن قرار ميگيرد . و مراد چوب زيرين جلوى در است .
و در « تاج العروس » گفته است : ( الْعَتَبَةُ مُحَرَّكَةً : ) كَذا فى نُسْخَتِنا وَ سَقَط مِن نُسْخَةِ شَيْخِنا ( اسْكُفَّةُ الْبابِ ) الَّتى توطَأُ ، ( أوِ ) الْعَتَبَةُ ( الْعُلْيا مِنهُما ) . وَ الْخَشَبَةُ الَّتى فَوْقَ الاعلَى : الْحاجِبُ ؛ وَ الاسْكُفَّةُ : السُّفْلَى ، وَ الْعارِضَتانِ : الْعضادَتانِ . وَ قَدْ تَقَدَّمَتِ الإشارَةُ إلَيْهِ فى « ح ج ب » وَ الْجَمْعُ : عَتَبٌ وَ عَتَباتٌ . و در لغت ، اسْكُفَّة و اسْكُوفَة را به معنى خَشَبَة الْباب الّتى توطَأُ علَيها معنى كردهاند .
ولى حضرت استاذنا المكرّم مرحوم آية الله حاج شيخ مرتضى حائرى أعلَى الله درجتَه از مرحوم آية الله حاج آقا حسين طباطبائى بروجردى قدَّس الله نفسَه نقل كردند كه : ايشان مىگفتهاند : خم شدن و بوسيدن مقدّم در ، حكم سجده را دارد . و مراد از سجده ، فقط پيشانى گذاردن نيست ، بلكه به خاك افتادن و تواضع ، تا سرحدّ صورت را نزديك زمين آوردن است . و
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٠٥