ايشان بوده و آنها را به اعتدال و استقامت در مىآورند .
و درباره (
بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
) مىگويد : خداوند مردان را در جثّه و بدن و نيروى جسمانى و ادراك و حسن تدبير و كمال عقل بر زنان برترى داده است
( وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ )
و به سبب انفاقى كه از اموالشان بر زنان مىنمايند ، يعنى براى مردان دو فضيلت ذاتى و عَرَضى موجود است ، كه با هر يك از اين دو فضيلت مستحقّ برترى و تسلّط مىباشند ؛ و بر مردان است مراقبت از زنان و بر طرف كردن احتياجات زندگى آنها و برآوردن حاجاتشان ، و بر زنانشان است فرمانبرى و پذيرفتن نصايح مردان و حفظ آنچه كه در غياب آنها حفظش واجب است . (
فَالصَّالِحاتُ
) سپس زنان صالحه از حد و شأن و حكم خدا پا فراتر نمىگذارند بلكه آنها (
قانِتاتٌ حافِظاتٌ
) مطيع حكم خدا و حافظ نفوس خود و اموال شوهرانشان مىباشند . (
لِلْغَيْبِ
) در غيبت خودشان از نزد شوهران ، يا نبودن همسران نزد ايشان ، ( اگر لام در لِلْغَيب به معنى ( فى ظرفيّت ) « در » باشد ) ؛ هستند و يا نگهدارنده اشياء مخفى و غائب از نظر شوهران اعمّ از اموال همسر و نفوس خود - كه خداوند حفظ آن را لازم دانسته است - مىباشند . « 1 »
« ارشاد العقل السّليم إلى مزايا الكتاب الكريم » موسوم به « تفسير أبى السّعود »
و در « ارشاد العقل السّليم إلى مزايا الكتاب الكريم » موسوم به « تفسير أبى السّعود » در معنى آيه آنچه را آلوسى در « روح المعانى » آورده است ذكر مىكند « 2 » ، و ظاهراً آلوسى از وى اقتباس كرده باشد نه بهعكس ، زيرا آلوسى در سال 1270 وفات كرده است و أبى السّعود در سال 980
.
تفسير جلالّين » جلال الدّين محلّى
و در « تفسير جلالين » جلال الدّين محلّى مىگويد : (
الرِّجالُ قَوَّامُونَ
) يعنى مردان مسلّطاند (
عَلَى النِّساءِ
) بر زنان كه آنها را تأديب مىكنند و دستشان را مىگيرند
هامش
( 1 ) « بيان السعاده » چاپ سنگى ، سال 1314 ص 197
( 2 ) « تفسير ابى السعود » چاپ رياض ، جلد اوّل ص 691 و 692