و به هشت سند از سفيان و مجاهد و على بن أبى طلحه و قتاده و سُدّى روايتى نقل مىكند كه منظور از « صالحات قانتات » در قول خداوند عزّوجلّ اين است كه زنان صالحه مطيع شوهران خود مىباشند .
و به شش سند از قتاده و سُدّى و عطاء و سفيان و ابى هُريره روايت مىكند كه : مراد از «
حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ
» زنانى هستند كه در غياب شوهر آنچه را كه مربوط به اوست أعمّ از وجود و ناموس خود و اموال و ثروت او حفظ مىكنند . « 1 »
تفسير « ابن كثير دمشقى »
و در تفسير « ابن كثير دمشقى » آمده : خداوند متعال مىگويد : «
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ
» يعنى مرد قيّم زن است به اين معنى كه مرد رئيس و بزرگ خانواده و حاكم بر اوست و هنگامى كه منحرف و غير معتدل شود تأديب كننده و به اعتدال آورنده او مىباشد .
بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
يعنى زيرا كه مردان از زنان برترند ، و مرد بيش از زن مورد انتخاب واقع مىشود و از اينرو است كه نبوّت خاصّ مردان است ، و همچنين مُلك اعظم ( قدرتمندى و رياست اصلى جامعه ) ويژه مردان است زيرا كه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : قومى كه زمام امور خود را بدست زنى بسپارد هرگز رستگار نخواهد شد . « لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوا أمْرَهُمُ امْرَأَةً » .
اين حديث را بخارى از طريق عبد الرحمن بن أبى بكره از پدرش روايت كرده ، و منصب قضاوت و غير آنهم نيز چنين است .
(
وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
) يعنى به علّت مهور ( مهريّه ها ) و نفقهاى كه مردان به زنان مىپردازند ، و تكليفى كه خداوند بر مردان نسبت به زنان در كتاب خود و سنّت پيغمبرش صلّى الله عليه و آله و سلّم واجب فرموده است ، پس مرد فى نفسه ( بالذّات ) از زن برتر است و بر او فضل و برترى و ارجحيّت دارد ، و از اينرو شايسته است كه قيّم
هامش
( 1 ) « جامع البيان » چاپ مصر سال 1373 ، جلد پنجم از ص 57 تا ص 60