وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ .
« 1 »
« با كسانى كه از اهل كتاب ( يهود و نصارى ) به خدا و قيامت ايمان ندارند و حرامهاى خدا و رسول را حرام نميدانند ، و بدينِ حقّ گردن نمىنهند ، قتال كنيد تا با دستهاى خود بهحال خوارى و فروتنى جزيه بپردازند . »
و خداوند امر فرموده با كفّارى كه با مؤمنان همجوارند جهاد كنند ، تا در راه توحيد سرسختى بيابند و اسلام توسعه پيدا كرده در سراسر گيتى منتشر گردد ، و حكومتش جهانگير شود و همه دلها و جهانها را فرا گيرد . چنان كه خداوند ميفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ .
« 2 »
« اى مؤمنان با كفّارى كه همسايه شما هستند جهاد كنيد ، و بايد در شما سرسختى و استوارى بيابند ، و بدانيد خداوند با متّقيان است .
قسم دوّم : جهاد با كفّار محارب براى دفاع از كيان اسلام ( موجوديّت اسلام ) . كه بر همه مسلمانان واجب است براى حفظ خود و اموال و نواميس خود جهاد كنند . چنان كه در غزوه بدر « 3 » و احُدْ و احزاب ، پبغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم دفاع فرمود .
هامش
( 1 ) . آيه 29 ، از سوره 9 : التوبه .
( 2 ) . آيه 123 ، از سوره 9 : التوبه .
( 3 ) . جنگ بَدْر را نمىتوان از قسم اول بشمار آورد ، كه براى دعوت كفّار به اسلام است . بلى ابتداى آن از طرف مسلمين بود ، چون شنيده بودند قافله قريش كه از شام بر ميگشت ، نزديك مدينه است ، و قصد داشتند به قافله شبيخون زده ، اموال او را به غنيمت بگيرند . در آن قافله حدود 30 نفر يا 40 نفر وجود داشتند كه ميان آنها ابو سفيان ، مخرمة بن نوفل و عمروعاص بودند . چون أبو سفيان اين خبر را شنيد ، قاصدى به مكّه فرستاد و قضايا را براى آنها تشريح كرد . آنها هم به سرعت خود را آماده كرده براى نجات قافله به طرف مدينه حركت كردند .
هنگاميكه پيغمبر و اصحاب به بدر رسيدند ، قافله را نيافتند ، و به حضرت خبر دادند قريش براى نجات قافله از مكّه حركت كرده و در آن سرزمين فرود آمدهاند . ولى چون ابو سفيان ديد كه ديگر مسلمين قادر بر تصرّف اموال نيستند ، به قريش پيغام داد كه خطر رفع شده و به مكّه بازگردند .
در اين موقع عتبه گفت : اى جماعت قريش ، محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم را به حال خود واگذاريد ، اگر از طرف عرب مورد سوء قصد واقع شد ، كه به آرزوى خود رسيدهايد ، و إلّا اموالتان محفوظ است و لزومى براى جنگ ، ديگر نيست . ولى آنها امتناع كرده و مهياى جنگ شدند و به ناچار پيامبر هم آماده شد . و اين قضيّه در صبح روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان اتفاق افتاد . و ما اين مطالب را از سيره ابن هشام ص 440 إلى 456 ج 2 بطور خلاصه نقل كرديم . ( مؤلّف )