مكتوب هفتم حضرت سيّد ، جواباً از مكتوب هفتم حضرت شيخ أعلى الله تعالى درجتهما
بسمه تعالى
از تكرّر بيانات و إصرار آن بزرگوار بر براهين إثبات كثرت حقيقيّه ، به حمد الله بر اين حقير واضح و آشكار شد كه : آن شخص كه كلام بر طريقهء ذوق المتألّهين تا حال مىداشت ، اشتباه كرده بود ؛ و اين براهين و لزوم شناعتى كه فرموده بوديد ، در او اثر نمىگذارد . گويا خداوند متعال چشم او را از غير خود كور كرده بود ؛ خداوند كورترش كند .
موحّدان عالم ، در نهايت قلّت مىباشند
مىگويد : توهّم مفاسد شنيعه از ديدن تعدّد است ، و عدم طلوع آفتاب حقيقت . ميكده حمّام نيست ؛ جَلَّ جناب الحقِّ تعالى أن يكون شريعة لكلِّ واردٍ أو أن يرد عليه إلّا واحدٌ بعد واحدٍ . « 1 »
و لذا اينگونه گفتگوها لا يكون إلّا أضحوكة للمغفَّل . و لذا زحمت آن بزرگوار ،
هامش
( 1 ) اين عبارت بو على سيناست كه در « إشارات » آخر نمط نهم كه در مقامات عارفين است آورده است ، و كتاب « إشارات » صفحه شمارى ندارد . و شيخ به دنبال اين عبارت گفته است : فإنّ ما يشتمل عليه هذا الفنّ ضحكه للمغفّل ، عبرة للمحصّل . فمن سمعه فاشمأزّ عنه فليتّهم نفسه ؛ لعلّها لا تناسبه . فكُلُّ ميسّرٌ لما خُلق له . و از اينجا به دست مىآيد كه جملهء بعدى سيّد ( ره ) : و « لذا اينگونه گفتگوها لا يكون إلّا أضحوكة للمغفّل » از همين جا برداشت شده است ؛ و ليكن سيّد ( ره ) تأدّباً از آوردن جميع اين عبارت خوددارى كرده است .