به قدر امكان « 1 » با وسعت ، ( به شرط صوم و ترك نوم الاّ بىاختيار ) و بايد همزه اظهار و به ( هاء ) اسكان شود « 2 » و بعد به اين ذكر مداومت نمايد .
و من چنين تمام كردم . و لكن جمع بعضى اوراد با يكديگر در ايّام اربعين با امكان جائز و تضعيف مدّت در يكى از آنها مجوّز . و در همهء اين اوراد اربعينيّه خلوت و تعطير و اجتناب از بقولات كريهة الروائح و افتتاح و اختتام به اين صلوات لازم است :
اللّهمّ صلّ على المصطفى محمّد و المرتضى علىّ و البتول فاطمة و السّبطين الحسن و الحسين و صلّ على زين العباد علىّ و الباقر محمّد و الصّادق جعفر و الكاظم موسى و الرّضا علىّ و التّقىّ محمّد و النّقىّ علىّ و الزّكىّ
هامش
( 1 ) - مراد آنست كه ذكر « الله » از نقطه نظر عدد به قدر امكان در سعهء وقت به جاى آورده شود ، نه در حال ضيق و عدم مجال .
( 2 ) - چون بعضى از فرق ، « الله » را در تلفّظ به هو متصل نموده و به طريق جزر و مدّ به جاى مىآورند و هنگامى كه سر خود را به گفتن الله بالا مىبرند بدون وقفه « هاى » الله را « هاى » هو قرار داده و با گفتن آن سر خود را پائين مىآورند و بنا بر اين هر دو كلمه با يك « هو » فقط تلفّظ مىشود و اللهو گفته مىشود ، و اين غلط واضحى است .
لذا مصنّف ( ره ) مخصوصا تصريح فرموده كه در تكلّم به لفظ جلاله بايد هاء را اسكان نمود .
ولى اين اسكان از اين جهت هنگامى لازم است كه لفظ جلاله را با كلمهء مباركهء هو با هم گويند . و امّا چون الله را تنها گويند اين غلط پيدا نمىشود . بلكه اگر « هاء » را مرفوع بخوانيم چون همزهء الله همزهء وصل است و در درج كلام ساقط مىشود لذا در حال وصل و تكرار الله گوئى ماهيّت خود را تغيير داده و لفظ ديگرى شنيده مىشود ، به خلاف آنكه اگر هاء را اسكان كنيم مجبوريم همزه را به صورت قطع بياوريم . و در اين صورت لفظ جلاله بدون تغيير كيفيّت استماع مىشود .