يازدهم ، جهاد اعظم است :
و آن عبارت است از اينكه بعد از هجرت از وجود خود توسّل به مليك مقتدر نمايد ، با آثار وجود ضعيف در مجادله بر آمده بالمرّه همهء آنها منتفى و محو شده قدم در بساط توحيد مطلق نهد .
دوازدهم ، عالم خلوص :
كه شمّهاى از شرح آن شنيدى و آن عالم فتح و ظفر است بعد از جهاد اعظم ، و اشاره به آن شده كه احياء عند ربّهم .
و چون در اين وقت از سطوت قهر ايمن ، و در حجر تربيت مربّى ازل پرورش يافته ، در مضمار اين اسم داخل مىگردد چنانچه يا أيّتها النّفس المطمئنّة ارجعى إلى ربّك نيز بر آن مشير است
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
( سورهء بقره آيه 156 ) .
بدم المحبّ يباع وصلهم * فاسمح بنفسك ان أردت وصالا
در اين وقت قيامت عظماى انفسيّه بر آن قائم و از اجسام و ارواح و تعيّنات و اعيان باسرها گذر كرده و از همهء آنها فانى ، و قدم در عالم لاهوت نهد و به حيات حقيقيّهء ابديّه فائز و باقى مىگردد ، و از معاينات جبروتيّه به تجلّيات لاهوتيّه منتقل و سرافراز مىشود
وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
« 1 » ،
لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ
( سورهء صافّات آيه 61 ) و در اين هنگام از تحت كلّ نفس ذائقة الموت بيرون مىرود ، چه در اين وقت نفسى نيست و مصداق
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ
مىشود ( سورهء انعام آيه 122 ) و
إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ
در كريمهء
هامش
( 1 ) - اين آيه بدين اعراب و كيفيت بدون واو در قرآن كريم در چهار مورد آمده است ، و با واو در دو مورد آمده است : اول در سورهء توبه آيه 111 دوم در سورهء غافر آيه 9 .