بود . »
و هم مىتواند عمل معدوم را موجود كند ؛ همچنان كه در آيه متابعت ذرّيّه در ايمان و لحوق آنان به آباء و اجدادشان در عمل گذشت . « 1 »
البتّه اين كارها را خداوند گزاف و بدون جهت نمىكند ، بلكه بر اساس مصلحتِ مقتضى و علّت متوسّطى كه در بين باشد بجا مىآورد ، بنابراين چه اشكالى دارد كه از جملهء آن اسباب و عِلَل متوسّطه ، شفاعت شافعين از انبياء و اولياء مقرّبين و عباد صالحين او بوده باشند ؟ آيا در اين امر ظلمى است و اين أمر امر گزافى است ؟
آيات دالّه بر نافع نبودن شفاعت در نزد پروردگار
در بسيارى از آيات قرآن كريم ، شفاعت را در نزد خداوند به طور مطلق مردود مىشمارد ، مانند آيه :
وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
. « 2 »
« ( اى گروه بنى اسرائيل ! ) بپرهيزيد از روزى كه هيچ نفسى به جاى نفس ديگرى جزا نبيند ! و از آن نفس شفاعت قبول نشود و عوض و فِدا پذيرفته نگردد ، و هيچ كس مورد نصرت و يارى و معاونت ديگرى قرار نگيرد . »
هامش
( 1 ) » . آيه 21 ، از سورهء 52 : الطّور :وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ( 2 ) آيه 48 ، از سورهء 2 : البقرة