شفاعت تكوينى و شفاعت تشريعى
خداوند متعال هم در جهت تكوين و هم در جهت تشريع ، شفيع است .
امّا در جهت تكوين ، به علّت آنكه تأثير از ناحيهء اوست و سببيّت بالاخره به او منتهى مىگردد ؛ خداوند مالك كاخ آفرينش و عالم وجود و ايجاد است بطور كلّى . و بنابراين همهء علّتها و سببها كه بين ذات اقدس او ، و بين مسبّبها به نحو واسطه قرار ميگيرند و موجب نشر رحمت و نعمتهاى لا تعدّ و لا تحصاى او بر عالم مخلوقات و صنايع بديعيّهء او واقع مىشوند ، همگى راجع به او و از اوست .
پس تمام اين سلسلهء عِلَل و اسباب ، هر يك چون واسطهء فيض است ، داراى حقيقت شفاعت است ؛ و خداوند نيز شفيع و شافِع است بلكه شَفيعُ الشّافِعين و أشْفَعُ الشّافِعين است .
و معلوم است كه از جهت تكوين ، انطباق معناى شفاعت بر شئون اسباب و علل وجوديّهء متوسّطه واضح است ؛ چون اين علل و اسباب متوسّطه ، چون فرشتگان و انواع مجرّده و غيرها ، از صفات عُليا و اسماء حُسناى خداوند ، رحمت و إحياء و إماته و رزق و علم و قدرت و غيرها را ميگيرند و به سوى اين ماهيّات عدميّه و مفتقره و محتاج افاضه مىكنند ، و عالم امكان را با اين طراوت و زيبائى و عالم صنع را با اين حيرت انگيزى و شگفتآورى بر پا مىدارند . در قرآن كريم داريم :
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ