روح افزا با نسيمهاى لطف و لطيف خود وعدهء أصالت و واقعيّت را ميدهد .
نگرانى چندان از گناه نيست ، كه وعدهء مغفرت دادهاند ؛
إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً
« 1 » .
تشويش و اضطراب از باطنِ خراب است كه به هيچ وجه از آن اغماض نمىشود ؛ و مجاهده براى تصفيهء باطن است ، نه براى رنگ كارى بر روى ديوار پى شكسته از جا در رفته و منهدم شده .
عمل زشت از شخص خوب و پسنديده كه باطنش نيكو و عقيده و ايمانش استوار باشد ، همچون كفى است بر روى آب صاف ، كه در اثر تموّج و حركتهاى شهوى و يا غضبى پيدا شده است ؛ و البتّه معلوم است كه كف پايدار نيست و از بين مىرود .
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ
. « 2 »
ولى آن آب صاف و پاك از بين رفتنى نيست ، پيوسته موجود و درخشان و متلألئ و موجب سيرابى جان تشنه كامان است .
و عمل نيكو از شخص ناپسند و بد سرشت كه باطنش خراب و ايمانش فاسد و بنياد وجودى او بى اساس است ، همچون خاكستر سفيد و خوشرنگ و سردى است كه در اثر تموّج هوا بر روى گُل آتش نشسته است ؛ آتش آتش است ، سوزنده و گدازنده است ، اين
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 53 ، از سورهء 39 : الزّمر
( 2 ) قسمتى از آيه 17 ، از سورهء 13 : الرّعد