وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
. « 1 »
« و زمين بواسطهء دريافت نور پروردگارش متجلّى و منوّر و روشن و مُشرق شود » .
وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
. انسان ميگويد : حالِ زمين چرا اينطور شده است ؟ چرا بدين صورت و بدين كيفيّت درآمده است ؟ اين چه سرگذشتى و داستانى است كه بر زمين آمده است ؟
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها
. « در آن روز زمين از وقايع و سرگذشتهائى كه بر آن رفته است گفتگو مىكند ؛ » از وقايع پيامبران و امّتها و كشمكش دولتها و جماعتها و حزبها و از جريانات عمومى و خصوصى افراد سخن به ميان مىآورد
كيفيت شهادت زمين از وقايع خود در قيامت
از آن هنگامى كه زمين آفريده شده است ؛ تا آن وقتى كه أثقال و أمتعه خود را خارج مىكند و زمين ديگرى مىشود ؛ نورانى و پاك ؛ در اين مدّت دراز و طولانى آنچه بر زمين از وقايع و حوادث گذشته باشد همه را بيان مىكند و حكايت مىنمايد .
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
. براى اينست كه خداوند بر زمين وحى نموده و الهام كرده است ؛ و از علم خود به زمين فهمانده است ؛ آن وحيى كه پروردگار تو اى پيغمبر به زمين كرده و زمين را دانا كرده است ميتواند در آن هنگام از وقايع و حوادث گذشته حكايت كند و اسرار و پنهانىهاى درون خود را ظاهر و آشكار نمايد ؛ و مخفيّات را بروز و ظهور دهد .
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ
. « 2 » آن روز روزيست
هامش
( 1 ) صدر آيه 69 ، از سورهء 39 : الزّمر
( 2 ) آيه 6 ، از سورهء 99 : الزّلزلة