و مقرّبين كه به دنبال پيامبران و امامان حركت نموده و بدان فوز عظيم و مقام توحيد نائل آمدهاند .
فناء ارواح جزئيّهء انبياء عظام و ائمّهء كرام و مقرّبين در ذات حقّ
بارى ، فنا و حشر روح اعظم و ملائكهء مقرّب در ذات خداست ؛ و حشر و فناى ارواح جزئيّه انسان كه مدبّر بدن و طبيعتند ، در همان بدئيست كه از آنجا آمدهاند و متفرّع شدهاند .
ارواح جزئيّهء انبياء عظام و ائمّهء كِرام و مقرّبين ذوى العزّ و الإكرام ، در روح اعظم فانى ميگردند .
چون آنها فانى ميشوند در روح اعظم ، و روح اعظم فانى ميگردد در ذات حقّ ، و فانىِ در فانىِ در چيزى ، فانى در آن چيز است ؛ پس همه فانى در ذات حقّ هستند .
آن روح اعظم و ملائكهء مقرّب در لسان اخبار به تعبيرات مختلفى ذكر شدهاند ، چون : أوَّلُ ما خَلَقَ الله و يا عالَم قضاء و يا امُّ الكِتاب و يا لَوْح محفوظ .
و هر موجودى كه بخواهد با اندازه و شكل معيّن پديد آيد ، از آنجا مقدَّر مىشود و اندازه ميگيرد ؛ يعنى عالم قضاء كلّيّهء الهيّه تقديرات او را پديد مىآورد ، و آن موجود در عالم پائينترى كه عالم تقدير است ، اندازه و شكلش مشخّص ميگردد و پس از آن در عالم پائينترى لباس هستى و تحقّق در بر مىكند .
آن « عالم قَدَر » كه آن را لوح مَحو و إثبات نيز گويند ، معاد و حشرش در عالم بالاى خود يعنى در « عالم قضاء » خداوند است .
اينها درياهاى وسيع از خزائن علم و قدرت و حيات هستند كه