آرى اينجاست كه بدون اختيار اين ندا از حلقوم هر بندهء موحّدى بلند مىشود :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ .
حصر حقّانيّت در ذات مقدّس الله تعالَى شأنُه دليل بر حصر تمام صفات و أسماء در اوست .
انسان تصوّر مىكند فقط او داراى هدف و مسير است ؛ كَلّا ، اينچنين نيست .
توحيد گوىِ او نه بنى آدمند و بس * هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد
هر مگسى هدف دارد ؛ هر پشّهاى هدف دارد ؛ همين پشهها كه روى گل مىنشينند هدف دارند ، مقصد دارند ، آرزو دارند ، تناكح و تناسل دارند ، زن و فرزند دارند ، عشق و مناجات دارند ، مسير دارند ، مرگ و حيات دارند ، عبادت و معبود دارند .
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
. « 1 »
« و هيچ جنبندهاى در روى زمين و هيچ پرندهاى كه به دو بال خود به پرواز در مىآيد نيست مگر آنكه هر يك از آنها امّتهائى مانند شما هستند ؛ ما در كتاب آفرينش از هيچ چيز كوتاهى ننموديم ؛ و سپس بسوى پروردگارشان محشور ميگردند . »
تمام اين موجودات داراى اثر و خاصّيّت ، و بر اساس مصلحت و حكمت است .
هامش
( 1 ) آيه 38 ، از سورهء 6 : الانعام