آنكه عالم نور است ولى مراتب نور متفاوت است ؛ فرض كنيد : خورشيد طلوع كرده ، و در اوّل وهله مىتابد بر يك سقف بلورين ، و از آنجا عبور مىكند بر سقف بلورين ديگرى كه در زير آن واقعست ، و همچنين از طبقات متعدّد عمارت كه هر يك بلورين است عبور مىكند تا به زمين اطاقها و داخل ساختمان تحتانى برسد .
اگر هر يك از سقفها و هر يك از اين بلورها فىالجمله أنانيّت و شخصيّت داشته باشند ، همان موجب تأثير در نور مورد عبور ميگردد ؛ و در اين صورت از هر بلور عبور كند مقدارى رنگش تيرهتر مىشود ، و چون به طبقهء پائين ميرسد بسيار تيرهتر شده و با آن رنگ روشن و شفّاف طبقهء فوق و اوّلين طبقه بسيار تفاوت دارد .
شخصى كه در طبقهء اوّل است نور خورشيد را مىبيند . و در تحت ضياء و اشراق آن قرار دارد ، ولى با شخصى كه در طبقهء تحتانى است بسيار تفاوت دارد . اين شخص نيز در تحت اشراق است ليكن در اشراق ضعيف كه از حجابهائى عبور نموده و تعيّنات امكانيّهء هر يك حجاب جديدى بر آن افزودهاند .
شكّ نيست كه افرادى كه در قيامت وارد مىشوند داراى درجات مختلف از ايمان و علم و تقوى هستند ، و مردم گناهكار و عاصى نيز در درجات مختلفى قرار دارند ، و همين اختلاف موجب قلّت و كثرت حُجُب است ؛ و در نتيجه افرادى كه در معصيت فرورفتهاند و در شرك و كفر و جحود و انكار ، سرسخت شدهاند ، در مراتب بعيد و دور از رحمت قرار دارند ، و حجابهاى آنان بيشتر و نور
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤١