تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
ابن ملجم گفت : سوگند به خدا كه نديدم با كسى غير از من چنين رفتار كنى ! سپس حضرت فرمود به غزوان و به او اسبى داد و سوار شد . و پس از آنكه حضرت تمثّل به آن بيت جست ، فرمود : برو اى ابن ملجم ! سوگند به خدا كه نمىبينم به آنچه گفته‌اى وفا كنى ! » و مجلسى در « بحار » از كتاب « تذكرة خواصّ الامّة » نقل كرده است كه او ميگويد : ابن سعد در « طبقات » گفته است كه : إنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين علَيْهِ السَّلَامُ ، لَمَّا جَاءَ ابْنُ مُلْجَمٍ وَ طَلَب مِنْهُ الْبَيْعَةَ طَلَبَ مِنْهُ فَرَساً أَشْقَرَ ، فَحَمَلَهُ عَلَيْهِ فَرَكِبَهُ ، فَأَنْشَدَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين عَلَيْهِ السَّلَامُ : أُرِيدُ حَيَوتَهُ - البيت . « 1 » « چون ابن ملجم نزد حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آمد و حضرت از او طلب بيعت كرد ، ابن ملجم از حضرت اسب قرمز خوشرنگ خواست و حضرت به او عنايت فرمود ، چون بر آن سوار شد حضرت آن بيت را انشاد كرد . » امّا آنچه حقير خود در « طبقات » ديدم حضرت فقط به آن بيت تمثّل جست و ليكن درخواست ابن ملجم را از آن حضرت نسبت به اسب أشقر ذكر ننموده است . « 2 » ابن ملجم ادّعاى دوستى با أمير المؤمنين را مىنمود ، و او دروغ مىگفت ؛ و در پيش آمد امتحان و عشق به قطّام معلوم شد كه آن
هامش
( 1 ) « بحار الأنوار » ج 9 ، ص 647 ( 2 ) « طبقات » ج 3 ، ص 34