تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
غسّال چه قسم غسل ميدهد ؛ تازه اگر هم بروند چيزى نميدانند ؛ زنهاى رحم و قوم و خويش هم ميترسند در مغسل زنها بروند . مردها زير درخت‌ها و سايبان نشسته سيگار مىكشند و دائماً مىپرسند : تمام شد ؟ تمام شد ؟ كه زودتر ماشين را روشن كرده پشت فرمان نشسته و قبرستان را ترك كنند . خدا نكند انسان چنين مردنى بكند ؛ خدا رحمت كند ، واعظ محترمى بود در قم كه مردى فاضل و دانشمند بود و جزء اهل علم و مطالعه بود ، و در آن وقت كه ما در قم تحصيل ميكرديم مرده‌شوئى بود در قم به نام مشهدى نوروز . آن واعظ بالمناسبه بر فراز منبر مىگفت : اگر مرده شوى انسان مشهدى نوروز باشد خدا نكند انسان در قم بميرد . رواياتى كه دربارهء عذاب قبر و ثواب قبر وارد شده است راجع به همان بدن برزخى است كه به مناسبت ارتباط عالمِ برزخِ هر كس به قبر آن كس ، از آن تعبير به عذاب قبر شده است .

اسباب و علل فشار قبر

در « عِلَل الشّرائع » مرحوم صدوق با سند متّصل خود روايت مىكند از زيد بن علىّ از پدرش از جدّش از أمير المؤمنين عليه السّلام : قَالَ : عَذَابُ الْقَبْرِ يَكُونُ مِنَ النَّمِيمَةِ وَ الْبَوْلِ وَ عَزْبِ الرَّجُلِ عَنْ أَهْلِهِ . « 1 » « فرمود : عذاب قبر از سخن چينى و پرهيز نكردن از بول و دورى مرد از زنش پيدا مىشود كه رختخواب خود را جدا نموده و در غذا و
هامش
( 1 ) « علل الشّرائع » باب 262 ، ص 309