فرشتگان واسطه هستند و فعل و صفت انحصار به خدا دارد
و نيز بايد دانست كه : بر اساس تحقيق اين معنائى را كه نموديم و وساطت فرشتگان در انجام امور تكوينيّه و حوادث اين عالم و امور و وقايع پس از مرگ را ثابت كرديم ، هيچگونه جنبهء استقلال در فعل فرشتگان به چشم نخورده است و آنها فقط عنوان وساطت دارند و بس .
ملك مقرّب از اسم اعظم پروردگار اخذ مىكند و به ملك زير دست خود افاضه مىكند و او نيز به فرشتهء پائينتر ، تا برسد به فرشتگان جزئيّهاى كه خود بِالمُباشره متصدّى و مراقب امور عالم هستند ، و بالأخره تمامِ حول و اراده و قدرت و قوّت و علم و حيات به ذات حضرت احديّت اختصاص دارد و عنوان وساطت و آليّت و مرآتيّت ابداً منافاتى با انحصار اين اسماء و صفات در ذات حضرت حقّ ندارد .
تَعالَى اللهُ عَمّا يَقولُ الظّالِمونَ عُلُوًّا كَبيراً . وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ .
و از براى تقريب به ذهن ، مثال قلم و دست و كتابت كه بزرگان از حكماء و متكلّمين آوردهاند تشبيه و مثال خوبى است ، گرچه هر مثال و تشبيهى از جهتى مقرِّب مطلب و از جهتى يا جهاتى مبعِّد است .
ميگويند : كسى كه قلم را به دست ميگيرد و مينويسد ، ميتوانيم نسبت كتابت را به قلم دهيم و ميتوانيم به دست دهيم و ميتوانيم به كاتب دهيم ، ولى اين سه نسبت عَرْضى نيست ، يعنى در عرْض هم نيستند بلكه در طول هم هستند و حقيقت نسبت كتابت اختصاص به