و ديگر آنكه حاضر ميشوند جبرائيل و ميكائيل و إسرافيل و عزرائيل عليهم السّلام .
در اين حال أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام عرض مىكند : اى رسول خدا ! اين مؤمن از آن كسانى بوده است كه محبّت و ولايت ما را داشته است ؛ بنابراين من هم او را دوست دارم .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ميفرمايد : اى جبرائيل ! اين مؤمن از كسانى است كه علىّ و ذُرّيّة او را دوست دارد ؛ بنابراين من هم او را دوست دارم .
جبرائيل عين همين عبارت را به ميكائيل و إسرافيل ميگويد : يعنى اين شخص علىّ و ذُرّيّهء او را دوست دارد من هم او را دوست دارم .
و سپس همگى با هم به ملك الموت مىگويند : اين از كسانى است كه دوست دارد محمّد و آل او را و داراى ولايت علىّ و ذريّه اوست ؛ بنابراين با او طريقِ رفق و مدارا پيش دار .
ملك الموت در پاسخ مىگويد : سوگند به آن خدائى كه شما را برگزيد و در مقام و منزلت عالى گرامى داشت و محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم را از ميان جميع خلائق به نبوّت انتخاب فرموده و به رسالت اختصاص داد ، من نسبت به او مهربانترم از يك پدر مهربان ، و شفقت من دربارهء او افزونتر است از شفقت يك برادر شفيق .
در اينحال ملك الموت در مقابل آن شخص محتضر قرار ميگيرد و به او مىگويد : آيا از عهده بيرون آمدى و گردن خود را از بار
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٨