فيلسوف شرق و رواج دهندهء مكتب مشّائين : شيخ الرّئيس أبو على سينا ، از جملهء اشعار معروف و مشهور اوست كه :
از قعر گِلِ سياه تا اوج زحل * كردم همه مشكلات گيتى را حل
بيرون جستم ز قيد هر مكر و حيل * هر بند گشاده شد مگر بند اجل « 1 »
و نيز حكيم خيّام كه خود را مدّعى كشف معضلات و حلّ غوامض علوم مىداند گويد :
خيّام كه خيمههاى حكمت مىدوخت * در كورهء غم فتاد و ناگاه بسوخت
مِقراض اجل طناب عمرش ببريد * دلّال أمل به رايگانش بفروخت « 2 »
هامش
( 1 ) اين رباعى را در « لغت نامهء دهخدا » از جملهء اشعار فارسى أبو على سينا در مادّهء أبو على سينا در ص 654 آورده است . و نيز در كتاب « جشن نامهء ابن سينا » جلد اوّل تأليف دكتر ذبيح الله صفا در ص 114 از جمله اشعار فارسى او آورده است ، و در ص 217 از همين كتاب گويد : اين رباعى با خطّ نستعليق بر روى سنگ مرمر يزد در كتيبهاى بالاى سر در مقبرهء ابن سينا نوشته شده است . »
و ليكن در كتاب « رباعيّات حكيم خيّام » كه با مقدّمهء دكتر فريد رخ روزن در 1304 شمسى در برلين طبع شده ، در ص 97 اين رباعى را از او نقل مىكند كه :از جرم حضيض خاك تا اوج زحل * كردم همه مشكلات گردون را حل
بيرون جستم ز بند هر مكر و حيل * هر بند گشاده شد مگر بند اجل( 2 ) « ديوان رباعيّات خيّام » طبع برلين ( 1304 شمسى ) ص 20