وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
. « 1 »
« براى هر گروه و جمعيّتى يك زمانى است ، چون زمان آنها برسد و اجل آنان را دريابد ، نمىتوانند آن اجل و مدّت را به عقب ببرند يا به جلو بياورند و بالنّتيجه يا خود زودتر از اجل بميرند يا پس از اجل مرگ را دريابند . »
و نظير اين آيه است :
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ
« 2 »
« هيچ امّت و گروهى نمىتوانند از اجل خود پيشى گيرند و نمىتوانند اجل خود را به تأخير اندازند . »
مسألهء مرگ از مسائل مشكله به شمار مىرود . افراد بشر زحمتها كشيده ، رنجها بردهاند كه بتوانند زندگى را در دنيا جاودان كنند ، مسألهء مرگ را حلّ نموده و اين مشكله را بردارند ؛ هيچكس موفّق نشده است .
قدرتمندترين سلاطين ، بزرگان ، علماء و دانشمندان ، حكماء و فيلسوفان و انديشمندان و متفكّران ، در طىّ قرون عديده و گذشت ايّام با تمام قواى مادّى و معنوى و فكرى كوشيدند و تمام همّت و نيروى خود را مصرف نمودند بلكه بتوانند اين معمّا و معضله را حلّ كنند تا بشر بتواند در دنيا دائماً زيست كند و در انتظار دهشتناك مرگ نباشد ؛ نشد .
هامش
( 1 ) . آيه 34 ، از سورهء 7 : الاعراف
( 2 ) آيه 5 ، از سورهء 15 : الحِجر