سستى و ضعف انسان را از هر سو تهديد مىكند تا كم كم او را در آستانهء مرگ و عبور از اين عالم طبع وارد بنمايد .
و ليكن بايد دانست كه اين آخرين مرحلهء حيات نيست و دوران زندگى بدين نقطه پايان نمىپذيرد ؛ بلكه :
وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ
« 1 »
در عالم جان و حقيقت و نتيجهء اين عالم كه عالم آخرت است مردم به دو دسته منقسم مىشوند :
يك دسته كسانى كه به همين امور ظاهريّه قناعت نموده و از زينتها و غرور دنيا و اعتباريّات و لذائذ موقّته قدمى فراتر ننهاده و كام آنها از آب حيات سرمدى سيراب نگشته و به معدن عظمت و لقاى خداى خود نائل نشده و در پرتو صفات جمال او از جذبات ربّانيّه بهرمند نشده و بالاخره هر چه بوده براى آنها جز سرابى بيشتر نبوده است ، لذائذ فانيه از بين رفته و كسب لذّات دائميّه را هم كه ننمودهاند ؛ لذا در آخرت نتيجهء آنها محروميّت است .
نتيجهء انغمار در لذّات اعتباريّه و تجاوز از مقام عدالت و عبوديّت حضرت حقّ جلّ و علا و سرپيچى از دستورات عقل و فطرت و شرع و اتّكاى به نفس امّاره ، همان عذاب شديد در روز بازپسين است .
دسته دوّم كسانى هستند كه امور ظاهريّهء دنيا را عنوان براى عالم
هامش
( 1 ) ذيل آيه 20 ، از سورهء 57 : الحديد