در اين آيات همانطور كه ملاحظه مىشود ، در بعضى نسبت قبض روح را به خدا داده است و در بعضى به ملك الموت و در بعضى به ملائكه ، و آن ملائكه نيز به طريقى ، قبض روح طيّبين و پاكان را مينمايند و بطريق دگرى قبض روح ظالمين و ستمكاران را مىكنند .
جمع بين اين آيات را چه قسم بايد كرد ؟ اگر خود خدا قبض روح مىكند عزرائيل و سائر فرشتگان چه مىكنند ؟ و اگر عزرائيل مىكند سائر فرشتگان چه عملى انجام مىدهند ؟ و نسبت اين فعل به ذات مقدّس حضرت ربوبى عزّ و جلّ چه معنى دارد ؟ و اگر فرشتگان مىكنند ملك الموت چهكاره است ؟ و نسبت قبض روح به خدا نيز چه معنى دارد ؟
اين يك مسألهاى است كه بايد روشن شود ؛ زيرا علاوه بر آنكه در قرآن كريم تناقض نيست ، اين آيات اصل مهمّى از اصول متقنهء توحيد را بيان مىكنند .
معناى توحيد ذاتى ، صفاتى و أفعالى
براى توضيح اين معنى مىگوئيم كه دين مقدّس اسلام براساس توحيد است ؛ توحيد در ذات و توحيد در صفات و توحيد در أفعال . توحيد در ذات يعنى در تمام عوالم وجود ، يك وجود مستقلّ قائم بالذّات بيش نيست و آن وجود ، ذات مقدّس حضرت مُعطِى الوجود جلّ و علا است ، و بقيّهء موجودات وجودشان ظِلّى و تبَعى است و معلولى و ناقص و ممكن .
توحيد در صفات يعنى در تمام عوالم وجود و هستى يك علم