ذروهء مدارج و معارج انسانيّت بالا آيد ، زندگى خود را پائين آورده و بر اساس منطق حيوان زندگى كند ؛ و از انديشهمند شدن در اين عالم عجيبِ خلقت ، و تفكّر و تأمّل در برنامه و هدف انسانى غفلت ورزيده ، همّ و غمّ خود را خوردن و آشاميدن و به روى هم جستن قرار دهد ، ايده و آرمان خود را كشتن و غارت كردن و تعدّى به ضعفاء نمودن قرار دهد . بر اساس تخيّلات واهيه و آرزوهاى پوچ كه محالست صورت واقعيّت به خود بگيرد زندگى خود را ترتيب دهد .
زندگى در روى زمين بر اساس تقوى و عدالت زندگى دنيا نيست
براى غالب از مردم اين معنى اشتباه شده و معنى زندگى دنيا را زندگى روى زمين و حيات مادّى ادراك كردهاند ، و بنابراين چنين مىفهمند كه منظور از مذمّت دنيا مذمّت حيات مادّى و تمتّع از مواهب مشروعهء الهيّه در روى زمين است .
و اين توهّمى است بس غلط . بلكه زندگى روى زمين و تمتّع از آنچه خدا عنايت فرموده است اگر توأم با تقوى و ورع و عدالت و ملكات حسنه و عبوديّت در پيشگاه ذات مقدّس خداوندى باشد بهترين وسيله است براى رسيدن به بهشت و رضوان ، و حقيقتش حيات علياست در مقابل حيات دنيا .
اين زمين با آثار و خصوصيّاتش ، مهد پرورش پاكدلان و پاك كرداران بوده است ؛ آنان كه يكسره به عالم أعلى رهسپار شده و آنى در حيات دنيا وارد نشدهاند بلكه پيوسته با وجود تمتّع از مواهب الهيّهء روى زمين در حيات عليا مقرّ و مأوى گزيدهاند .
زندگى روى زمين و حيات مادّى و سلامت بدن و عمر طولانى و