تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
هامش
مشابه قياصرهء روم به او گفت : لا آمُرُك و لا أنْهاك ! « نه امرت مىكنم و نه نهيت ! » و آيا اعمال معاويه بر عمر مشتبه بوده است در حالى كه وى مرد بى باك و دريده و لا ابالى و مهتوك السّتر بوده است ؟ ابن أبى الحديد 1 در شرح نامهء أميرالمؤمنين به عَمرو بن عاص كه مىفرمايد : فإنَّك قد جَعَلْت دَينَك تَبَعاً لدنيا امْرىٍ ظاهر غَيُّه مَهتوكٍ سِتْره ، مىگويد : اما مهتوك الستر بوده است زيرا وى كثير الهزل و الخلاعه و داراى جليسانى و شب‌نشينىهائى بوده است . معاويه توقير نيافت و مراعات قانون رياست را ننمود مگر آن زمان كه بر أميرالمؤمنين عليه السلام خروج كرد و نياز به داشتن ناموس و سكينه گرديد و گرنه او در ايّام عثمان داراى تهتّك شديد بود و به هر عمل قبيحى انگشت نما بود . معاويه در ايام عمر مقدار كمى از زشتيهايش را از ترس او پنهان مىداشت إلّا آنكه لباس حرير و ديبا مىپوشيد و در ظرفهاى طلا و نقره آب مىخورد و بر استرهائى سوار مىشد كه داراى زين‌هاى مُحلّى به طلا و نقره بود و بر روى آنها نمايش ديبا و نقش و نگار مجلّل مشهود بود و در آن هنگام جوان بود و آثار شهوات جوانى و مستى سلطنت و فرماندهى و طغيان عشق‌هاى مجازى ديدهء هر كس را متوجّه مىنمود . مردم از او در كتب سير نقل كرده‌اند كه وى در ايّام عثمان در شام شراب مىنوشيد و اما بعد از وفات أميرالمؤمنين عليه السلام و استقرار امر ولايت براى او اختلاف كرده‌اند . بعضى گفته‌اند : در پنهانى شراب مىخورد و بعضى گفته‌اند : شراب نمىخورد . امام هيچ اختلافى نيست كه او غِناء را گوش مىداد و بر آن به وجد و طرب مىآمد و مال و صله بر آن كار مىداد . در اينجا كه كلام ابن ابى الحديد خاتمه مىيابد . آية الله مظفّر مىگويد : من مىگويم : معاويه بعد از استقرار امر ولايت بر او نيز شرب خمر مىكرده است به جهت آنكه در « مسند » احمد 2 از عبد الله بن بريدة أسلمى روايت شده است كه او گفت : من با پدرم بر معاويه وارد شديم ، ما را بر روى فرش بنشانيد سپس براى ما طعام آورد ، بخورديم و پس از آن شراب آورد . معاويه از شراب بخورد و به پدرم : بريده داد . پدرم به او گفت : از وقتى كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آن را حرام كرده است من شراب ننوشيده‌ام . و البتّه معلوم است كه مثل بريده اگر خوف از معاويه نداشت و استقرار امر براى وى نبود كسى نبود كه از معاويه چشم پوشى كند . از اينها كه بگذريم در تتمّهء همين حديث آمده است كه عبد الله مىگويد : پس از آن معاويه گفت : من زيباترين جوانان قريش بودم و سپيدترين دندانها را داشتم . و اينك از تمام لذّتهائى كه در جوانى مىبردم لذّتى نمىبرم غير از شير و يا شخص خوش گفتارى كه با من سخن بگويد . و اين گفتار به خوبى مىرساند كه الآن كه به سن پيرى رسيده است و تمام لذّات از او رخت بربسته است غير از لذّت شير و لذت گفتگوى با مرد خوش گفتار ، بنابراين شراب ديگر براى او لذّت بخش نمىباشد به همان گونه كه در سنّ