ميلادى ، و نيمهء اوّل قرن دوم هجرى مردى توانسته است يك چنين نظريّهء بديع را ابراز نمايد .
امروز اگر از يكصد نفر از افراد عادى بپرسند كه چه مىشود يك جسم كدر مىگردد و جسم ديگر شفاف به نظر مىرسد نمىتواند پاسخ بدهد . يعنى بگويد : به چه علّت آهن تيره است و بلور درخشان مىباشد .
قانون فيزيكى امروز مىگويد : هر جسم كه امواج حرارت به سهولت از آن عبور كند ( يعنى هادى حرارت باشد ) و امواج « الكترومانيه تيك » از آن عبور نمايد ( يعنى هادى الكتريسيته و امواج مانيه تيزم باشد ) « 1 » تيره است و درخشندگى ندارد .
اما اجسامى كه حرارت به خوبى از آنها عبور نمىكند ( هادى حرارت نيستند ) و امواج الكترومانيه تيك را عبور نمىدهند ( عايق مىباشند ) درخشندگى دارند .
جعفر صادق صحبت از امواج الكتريسيته و مانيه تيك ( مغناطيسى ) نكرد و فقط صحبت از حرارت نمود . مع هذا آنچه گفت با يك الحاق ، مطابق با قوانين فيزيكى امروز است ، و قوانين فيزيكى مىگويد : علَّت اينكه بعضى از أجسام تيره است ( مثل آهن ) اين مىباشد كه امواج الكترومانيه تيك از آنها عبور مىكند ، و به عبارت جامع ، هادى است .
ولى اجسامى كه حرارت از آنها عبور نمىكند يا اينكه با بُطْو عبور مىنمايد و مانع از عبور امواج الكترومانيه تيك است ( عايق مىباشد ) درخشندگى دارد .
نظريّهء كلّى جعفر صادق در مورد علّت تيره بودن اجسام و درخشنده بودن آنها بر اساس جاذب بودن است . و بعد از اينكه از او توضيح خواستهاند گفته است :
هامش
( 1 ) امواج الكترومانيه تيك ، امواجى است كه ما به كمك آنها صداى راديو را مىشنويم و تصاوير تلويزيون را مىبينيم و علائم راديوئى دنياهاى ديگر ( آن طور كه مجلّات علمى اروپا و آمريكا گفتهاند ) نيز به وسيلهء آن امواج به زمين مىرسد و اگر روزى از دنياهاى ديگر موجودات عاقل بخواهند با نوع بشر مكالمه كنند به احتمال نزديك به يقين به وسيلهء همين امواج مكالمه خواهند كرد . ( مترجم )