من هميشه نسبت به « دين محمد » به واسطهء خاصيَّت زنده بودن عجيبش نهايت احترام را داشتهام . به نظر من اسلام تنها مذهبى است كه استعداد توافق و تسلُّط بر حالات گوناگون و صورتهاى متغيّر زندگى ، و روبرو شدن با قرنهاى مختلف را دارد .
چنين پيش بينى مىكنم و از هم اكنون آثار آن پديدار شده است كه دين محمد مورد قبول اروپاى فردا خواهد بود . روحانيّون قرون وسطى در نتيجهء جهالت يا تعصّب ، تصوير تاريكى از « آئين محمّد » صلّى الله عليه و آله و سلّم ارائه مىكردند .
آنها از روى كينه و تعصّب ، او را ضدّ مسيح مىدانستند . من دربارهء اين مرد - اين مرد فوقالعاده - مطالعه كردم و به اين نتيجه رسيدم كه او نه تنها ضدّ مسيح نبوده بلكه بايد نجات دهندهء بشريّت ناميده شود .
به عقيدهء من ، اگر مردى چون او فرمانرواى دنياى امروز شود ، طورى در حلِّ مسائل و مشكلات دنيا توفيق خواهد يافت كه صلح و سعادتى كه همهء افراد بشر آرزوى آن را دارند تأمين خواهد شد « 1 »
آثارى كه از ائمهء طاهرين عليهم السلام و پيشوايان عاليقدر اسلام بجاى مانده هر محقّقى را حيرت زده و مبهوت مىكند .
ما كه رهبران اسلام را برگزيدگان خدا و علوم آنان را منشعب از علم الهى مىدانيم هنگام برخورد با پيشگوئيهاى علمى آنان دچار تعجّب نمىشويم ، ولى محقِّقان غير مسلمان كه مىخواهند همه چيز را از دريچهء علوم مادّى و بشرى بررسى كنند دچار بهت و حيرت مىشوند به طورى كه نمىتوانند تحيّر خود را پنهان كنند .
چندى قبل مجلّهء خواندنيها اقدام به ترجمه و انتشار كتابى به نام « مغز متفكر جهان شيعه » كرد . كتاب مزبور به وسيلهء گروه دانشمندان و محققين ( مركز مطالعات
هامش
( 1 ) « خدا پرستى و افكار روز » ص 21 .