تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
ثمّ قال : سلونى قبل أن تفقدونى ، فو الّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة ، لو سألتمونى عن آية آية فى ليلة انزلت أو فى نهار انزلت ؟ مكّيّها و مدنيّها ؟ و سفريّها و حضريّها ؟ ناسخها و منسوخها ؟ و محكمها و متشابهها ؟ و تأويلها و تنزيلها ؟ لأخبرتكم . « ببينيد اين سينه چگونه سرشار از علم شده است ؟ اى كاش من براى اين علوم طالبى را مىيافتم . بپرسيد از من قبل از آنكه مرا نيابيد . اين سفط علم است ( نوعى از زنبيل و يا يك لنگهء گاله « 1 » . اين لعاب دهان رسول الله است . اين همان علمى است كه رسول خدا مانند مرغى كه با منقار خود به دهان بچّه‌اش غذا مىگذارد به دهان من نهاده است . هر چه مىخواهيد از من بپرسيد ، زيرا كه در من علم اوّلين و آخرين است . هان آگاه باشيد كه قسم به خداوند ، اگر مرا در مركز حكومت قرار دهند « 2 » و مرا بر فراز مسند حكم بنشانند ، هر آينه من در ميان اهل تورات با توراتشان ، و در ميان اهل انجيل با انجيلشان ، و در ميان اهل زبور با زبورشان ، و در ميان اهل فرقان با فرقانشان حكم مىكنم به طورى كه هر كتابى با صداى بلند فرياد برآورد كه على دربارهء من به حكم خدا دربارهء من حكم كرده است . و در روايتى است : « به طورى كه خداوند تورات و انجيل را به گفتار آورد كه . . . » و در روايتى است : « به طورى كه هر كتابى از اين كتب نور دهد و روشن
هامش
( 1 ) - در پارسى به يك لنگه از ظرف پشمى يا پنبه‌اى كه بر روى حمار و يا قاطر مىنهند و در آن بار مىريزند ، گاله گويند و معرب آن جوالق و جوالق است . ( 2 ) - در عبارت است : لو ثنيت لى الوسادة و اين كنايه از تسليم امر حكومت و امامت است ، زيرا وساده به معناى بالش است كه بر آن تكيه مىزنند و معمولا براى حكّام و امراء براى آنكه تكيه گاهشان بهتر باشد بالش را از ميانه تا مىكنند و مىگذارند و ثنى الوسادة يعنى بالش را دو تكه و دو بهره نمود و خم كرد . فلهذا حضرت با اين عبارت مىخواهند بفرمايند : من اينك در مصدر حكم نيستم و اگر مرا در مسند بنشانند ، يعنى تسليم امر من شوند و تكيه‌گاه من در حكم محكم باشد ، من با اهل هر كتاب با كتاب خودشان حكم مىكنم . و اين سعه و سيطرهء علمى آن حضرت را به قدرى در مرتبه‌اى عالى و راقى نشان مىدهد كه حدى بالاتر از آن متصور نيست .