تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
نوشتن و خواندن را مىدانستى و مىخواندى و مىنوشتى ، در اين صورت باطل گرايان در شكّ و شبهه مىافتادند . بلكه اين قرآن ، آيات روشن و ادلّهء واضح و مبرهن است در سينه‌هاى كسانى كه به آنها علم داده شده است ، و كسى نيست كه آيات ما را انكار كند مگر ظالمان و ستم پيشگان » . و على هذا حقيقت قرآن نه گفتارى است كه بر زبان آيد و نه كلماتى است كه به صورت خط نوشته شود بلكه آيات بيّنات در سينهء صاحبان علم مىباشد . و سينهء اولوا الألباب گنجينهء ذخائر و دفينهء نفايس از علوم و حكم و معارف قرآن است .

[ بعد از رسول خدا احدى مانند امير المؤمنين عارف به قرآن نبود ]

به اتّفاق و اجماع همهء امّت ، سينهء هيچيك از اصحاب و تابعين و مخضرمين و ساير علماء الهى و حكماء ربّانى و اولياء الله و حتّى پيامبران سالفه و اوصياى گذشته ، به قدر وسعت و ظرفيّت تحمّل علوم و معارف باطنيّه و اسرار سبحانيّه و خفايا و رموز نبوّت و ولايت امير المؤمنين عليه السّلام نبوده است . كأنّه بلكه إنّه قرآن با وجودش عجين ، و با سرشت و طينتش خمير شده و اين حقيقت قرآن ، در حقيقت وجودش منطوى گرديده است « 1 » . ابن شهرآشوب گويد : ابن أبى البخترى از شش طريق ، و ابن مفضّل از ده طريق ، و ابراهيم ثقفى از چهارده طريق كه از ايشانند : عدىّ بن حاتم و أصبغ بن
هامش
( 1 ) - مستشار عبد الحليم جندى در كتاب « الامام جعفر الصادق » ص 288 گويد : شافعى از مكانت و منزلت على در علوم اسلام همچنين گويد : على كرّم الله وجهه اين طور بود كه يگانه فردى بود كه به علم قرآن و فقه مطلع بود . چون كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى او دعا نمود و به او امر كرد تا در ميان مردن قضاوت كند ، و چون دادرسيها و قضاوتهاى وى را به حضور پيامبر معروض مىداشتند ، امضاء مىفرمود . پس از تجهيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر نفس خود قسم ياد كرد كه ردا بر دوش نيفكند مگر براى نماز تا اينكه قرآن را جمع كند همچنان كه گذشت - فلهذا قرآن را جمع نمود در حالى كه به امور اصوليه در شريعت و فقه شريعت كه به محكم و متشابه تعلّق مىگرفت اهتمام داشت ، يعنى به آنچه تحمّل و گنجايش اجتهاد در آن را نداشت ، و به آنچه تحمل آن را داشت ، و به نصوصى كه نسخ شده بود ، و به آنها كه واجب التطبيق بود ، و به مطلق آنها و به آنها كه احتمال تخصيص در آنها داده مىشد ، و به واجبات و مندوبات ، و به عزائم و ترخيصات و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 310 | السيد محمد حسين الطهراني