مىپردازم .
[ كيفيت شهادت آن حضرت ]
( و چون كيفيّت كشتن را به صورت فتك و ترور ، قطام مطرح كرد ، آنگاه ابن ملجم او را از نيّت خود آگاه كرد و گفت : من در كوفه نيامدهام مگر براى قتل على ) .
بنابراين قطام فرستاد دنبال وردان بن مجالد تميمى كه از خوارج بود ، تا او ابن ملجم را در اين امر يارى كند . و ابن ملجم نيز خودش از شبيب بن بجره كمك خواست و او كمك نمود . و نيز يك نفر از وكلاى عمرو عاص در نامهاى به خطّ خودش يكصد هزار درهم حواله كرد تا آن را مهريّهء قطام قرار دهند .
قطام در شب نوزدهم براى ابن ملجم و شبيب غذاى لوزينه و جوزينه ( غذائى كه با بادام و با گردو درست مىكنند ) پخت و به آن دو نفر شراب عكبرى نوشانيد . شبيب به خواب رفت و ابن ملجم با قطام همبستر شد و تمتّع گرفت . سپس قطام برخاست و هر دو را بيدار كرد و سينههاى آنها را با پارچهء ابريشمى محكم بست . آنها شمشيرها را برداشتند و در كمين على نشستند در مقابل در سدّه . أشعث بن قيس هم براى معاونت آنها در مسجد بود و به ابن ملجم گفت : النّجا ، النّجا « بشتاب ، بشتاب » براى برآوردن حاجتت ، اينك صبح خنده مىزند و تو را رسوا مىكند .
حجر بن عدى كه از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بود ، مكنون خاطر و نيّت اشعث را احساس كرد و گفت : اى اشعث تو على را مىكشى ؟ و با سرعت از مسجد بيرون آمد تا خود را به امير المؤمنين برساند و خبر دهد ، كه در اين بين امير المؤمنين عليه السّلام داخل مسجد شده بود و ابن ملجم مبادرت نموده و فرقش را با شمشير شكافته بود « 1 » .
ابن شهرآشوب گويد : كه حضرت امام حسن عليه السّلام در مرثيّهء پدر بزرگوار خود اين اشعار را مىخواندند :
أين من كان لعلم المصطفى للنّاس بابا * أين من كان إذا ما قحط النّاس سحابا 1
هامش
( 1 ) - « مناقب » طبع سنگى ، ج 2 ، ص 81 .