1 - اى كسى كه با جِديت و تَعَب بهطور استمرار از هر مسئله مشكل و پيچيده واهى و سست پرسش مىكنى ! و البتّه سرپوشِ اين شىء مستور و پوشيده شده را بر ندار ، زيرا چه بسا سرپوش از روى مُردارى گنديده بردارى !
2 - و چه بسا چيز پوشيده شده و مستور ، همانند طبل پر بانگ از زير قطيفه و روپوش آشكار مىشود . حقّاً جواب تو آن طور كه مىخواهى بفهمى در نزد من حاضر است و ليكن من از دهشت و ترس از بيان آن را مخفى مىدارم .
3 - اگر تعدّى و تجاوز به رعيتى كه سياست امور آنها را خليفه در دست گرفته است نمىبود ؛ و اگر شمشيرهاى دشمنان كه مَغْز و مُخّ سرهاى ما را بيرون مىكشيد و ظاهر مىكرد ، نمىبود ؛
4 - هر آينه من از اسرار آل محمّد مطالب نادر و داستانهاى ناشنودنى را بيان مىكردم كه از آنچه مالك و أبوحنيفه گفتهاند و روايت كردهاند شما را بى نياز مىنمود !
5 - و من به شما نشان مىدادم ( و همانند آفتاب روشن مىساختم ) كه حُسين در روز سقيفه بنى ساعده در زير شمشيرها قطعه قطعه شد . آخر به چه علّت و دليلى فاطمه شريفه را در سياهى شب در قبر گذارده و در لَحْد قرار دادند ؟
6 - و به چه علّت فاطمه مانع شد از آنكه دو شيخ شما ( أبو بكر و عمر ) در حُجره و اطاق بلند مرتبه و مقدّس او قدم گذارند ( و براى عيادت بيايند ) ؟ اى آه بر دختر محمّد كه از غصّة اسف بار خود جان داد . »
در « صحيح بخارى » وارد است كه على فاطمه را شب دفن نمود ، و خود بر او نماز گزارد و أبو بكر را خبر نكرد . « 1 »
و على بن بُرهان الدّين حسين شافعى گويد : وَ قَالَ الوَاقِدِى : وَ ثَبَتَ عِنْدَنَا أنَّ عَلِيا - كرَّمَ اللهُ وَجْهَهُ - دَفَنَهَا - رَضِى اللهُ عَنْهَا - لَيلًا وَ صَلَّى عَلَيهَا وَ مَعَهُ العَبَّاسُ وَ الْفَضْلُ - رَضِى اللهُ عَنْهُمْ - وَ لَمْ يعْلَمُوا بِهَا أَحَداً . « 2 »
« واقدى گويد : در نزد ما به ثبوت رسيده است كه : على - كرّم اللّه وجهه - فاطمه را شب دفن نمود و خود بر او نماز گزارد ، و با او عبّاس و پسرش فضل
هامش
( 1 ) - « صحيح بخارى » ج 3 ، ص 55 ، باب غزوة الخيبر .
( 2 ) - « السيرة الحلبية » طبع 1382 ، ص 399 .