وَ اللهِ الاقَلُّونَ عَدَداً وَ الاعْظَمُونَ قَدْراً . يَحْفَظُ اللهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوها نُظَرائَهُمْ وَ يَزْرَعُوها فِى قُلوبِ أشْبَاهِهِمْ . هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ عَلَى حَقِيقَة البَصِيرَة ، وَ بَاشَرُوا رُوحَ اليَقِينِ ، وَ اسْتَلانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ المُتْرِفُونَ ، وَ انِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الجَاهِلُونَ ، وَ صَحِبُوا الدُّنيَا بِأبدانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَة بِالمَحَلِّ الاعْلَى . اولَئِكَ خُلَفَاءُ اللهِ فِى أَرْضِهِ وَ الدُّعَاة إلَى دِينِهِ . آه آه شَوْقاً إلى رُؤيَتِهِمْ إنصَرِفْ إذَا شِئتَ . « 1 »
پس از آن كه أميرالمؤمنين « عليه السّلام » براى كميل بيان چهار دسته از علماى دنياپرست و ضعيف الرأى را مىنمايد و آرزو مىكند كه كسى را يافت كند تا از علوم انباشته در سينهء خود به او بياموزد و يافت نمىكند و مىفرمايد : دنيا از علم خالى شده است آنگاه مىفرمايد : « بَلى هيچ گاه زمين از حجّت خدا كه براى خدا قيام كند خالى نخواهد بود خواه آن حجّت در بين مردم ظاهر و مرعوف باشد و خواه غائب و هراسان . خداوند حجّت خود را هميشه بر روى زمين باقى مىدارد براى آنكه ادلّهء توحيد و دلائل و بيّنات خدا باطل نشود و نسخ نگردد و حجّتهاى الهيّه بر مردم تمام شود . آرى لكن آن حجّتها چند نفرند ؟ و كجا هستند ؟ سوگند به خدا كه تعدادشان بسيار كم ولى قدر و ارج آنها در نزد خدا بسيار بزرگ است . خداوند با دلهاى توانا و نفوس قدسيّهء آنان آيات و بيّنات خود را حفظ كرده تا آنها را به هم طرازان خود بسپارند و در دلهاى آنان ذخيره كنند و در قلوب نظائر و اشباه خود تخم توحيد و معارف الهيّه و اسرار غيبيّه را بكارند . درياهاى علم با حقيقت بصيرت و درك واقعيّت به آنها هجوم آورده است ، و به رُوح يقين و مرتبهء عاليهء ايمان رسيده و آنرا بالمباشرة لَمس نمودهاند ، و در نهايت زُهد و بى اعتنائى به لذّات مادّى و حسّى آنچه را كه مُترِفين و خوشگذرانها و راحت طلبان خَشِن و سخت مىپندارند اينان نرم و لطيف و ملايم مىشمرند ، و به آنچه مردم نادان و جاهل از آن گريزانند انس و آشنائى دارند . در دنيا فقط با بدنهائى مصاحب هستند و با جسم خود در روى زمين زندگى مىكنند ليكن ارواح آنها به ملكوت اعلى پيوسته و جانهاى آنها به عوالم قدس و حرم امن و امان الهى مسكن گزيده است . اى كميل اين دسته فقط خليفههاى الهى بر روى زمين هستند و حجّتهاى خدا بر كاخ آفرينش و عالم هستى ، و اينان دعوت كنندگان به
هامش
( 1 ) . « نهج البلاغة » جزء دوّم ص 173