تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
لَهُمْ مَا اخْتَلَفُوا فيهِ بَعْدى . « 1 » « انَس مىگويد : رسُول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتند : اى انس براى من آب وضو آماده كن ، سپس برخاسته و دو ركعت نماز بجاى آوردند و گفتند : اى انس اولين كسى كه بر تو از اين در داخل شود اوست اميرالمؤمنين و سيّد المسلمين و قائد الغرّ المحجّلين و خاتم الوصيّين ، يعنى : حكمران و امير مؤمنان و سيّد و سالار مسلّماًنان و پيشوا و رهبر درخشان چهرگان آرميده در غرفه‌هاى بهشت و خاتم و آخرين اوصياى پيمبران . انس مىگويد : من با خود گفتم : بار پروردگارا مردى كه فى الحال وارد مىشود و داراى چنين صفاتى است او را مردى از قبيلهء من كه طائفهء انصار مدينه‌اند قرار ده ، ولى اين خواهش را كتمان نمودم . در اين حال على بن أبىطالب وارد شد . حضرت رسُول اللّه فرمودند : اى انس كيست ؟ گفتم : على است . حضرت برخاستند و با نهايت مسرّت و خوشحالى دست به گردن على انداخته او را در آغوش مهر و محبّت خود مىفشردند ، و صورت به صورت على مىماليدند و عرق چهرهء خود را به عرق چهرهء على و عرق صورت على را به عرق صورت خود مىكشيدند . علىّ بن أبىطالب عرض كرد : اى رسُول خدا من در اين حال ديدم از شما كارى سر زد كه تا به حال به چنين كيفيّت سر نزده بود . حضرت فرمودند : چرا چنين نكنم ؟ در حالى كه تو هستى كه از عهدهء عهود و مواثيق و دُيون من بر مىآئى ، تو هستى كه صداى مرا به گوش عالميان مىرسانى ، تو هستى كه در اختلافات واقعه بعد از من حقيقت امر را بر مردم آشكارا مىكنى . » ما در دو مرحله در اين روايت بحث مىكنيم . مرحلهء اوّل در سند اين روايت است و نيز در اين مرحله از لغات وارده در روايت بحث مىشود . و مرحلهء دوّم در دلالت آن .
هامش
( 1 ) عين الفاظ اين حديث متفق عليه بين جميع علمائى است كه از آنان نقل كرديم مگر در بعضى از جزئياتى كه ذيلًا اشاره مىشود 1 - خوارزمى گويد : ثمّ جعل يمسح عرق وجهه و يمسح وجه علىّ على وجهه 2 - ابن عساكر گويد : ثمّ جعل يمسح عن وجهه بوجهه و يمسح عرق على بوجهه 3 - ابن شهرآشوب گويد ثمّ جعل يمسح عرق وجهه بوجهه و فقره دوم را نياورده است . 4 - قندوزى و ابن‌ابىالحديد گويند : ثمّ جعل يمسح عرق وجهه و فقره ديگر را نيز نياورده‌اند . 5 - ابن‌ابىالحديد صدر حديث را اين طور ذكر كرده است : امام المتقين و سيّد المسلمين و يعسوب الدين و خاتم الوصيين و قائد الغر المحجلين .