تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
« ابن عبّاس گويد : از رسُول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : اى جماعت مردمان بدانيد كه از براى خداوند تبارك و تعالى درى است از رحمت ، هر كس كه از آن در وارد شود از آتش در امّان است و از دهشت و هراس عالم حشر نيز در امّان است . ابو سعيد خُدرى عرض كرد : يا رسُول اللّه ما را بدان در هدايت نما تا آن را بشناسيم . فرمود : آن در علىّبن‌أبىطالب است كه سيّد و سالار اوصياى پيمبران است و امير و فرمانرواى مؤمنان و برادر رسُول خداى جهانيان و خليفهء خدا براى تمامى مردمان . اى گروه مردم هر كس دوست دارد دستاويز متين و محكمى را بگيرد كه ابداً لغزش و پارگى و جدائى در آن راه نيابد بايد به ولايت على بن أبىطالب تمسّك جويد چون ولايت او ولايت من است و پيروى از او پيروى از من . اى جماعت مردمان ! كسى كه دوست دارد حجّت خدا را بعد از من در روى زمين بشناسد بايد على بن أبىطالب را بعد از من و نيز ائمّه هدى را از ذرّية من بشناسد ، چون آنها خزينه‌داران علم من هستند . جابر بن عبداللّه انصارى برخاست و عرض كرد : يا رسُول اللّه ! تعداد ائمه چقدر است ؟ فرمود : اى جابر خداى تو را رحمت كند ، از تمام اسلام پرسش نمودى . عدد ائمّه مانند عدد ماه‌هاى سال است و ماهها در كتاب خدا از روزى كه آسمان‌ها و زمين را آفريده است دوازده ماه بوده است ، و عدد آنها به اندازه عدد همان چشمه‌هائى است كه براى موسى بن عمران از آن سنگ بجوشيد هنگامى كه عصاى خود را به آن سنگ زد و آن دوازده چشمهء پر آب بود ، و عدد آنها به اندازهء عدد نُقَباء بنىاسرائيل و سرپرستان آنهاست . خداوند در قرآن مجيد فرمايد : ما از بنى اسرائيل ميثاق و عهد گرفتيم و از ميان آنها دوازده نقيب و صاحب اختيار براى آنها برگزيديم . پس اى جابر امّامان دوازده تن‌اند ، اوّل آنان على بن أبىطالب و آخر آنها قائم است . درود متواتر و پياپى خدا بر آنها باد . » و نيز ابن شاذان با اسناد خود از طريق عامّه از ابىذر غفارى روايت كرده است قالَ : نَظَرَ النَّبِىُّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم الى عَلىِّ بْنِ ابيطالِبٍ فَقالَ : هذا خَيْرُ الْاوَّلينَ مِنْ اهْلِ السَّماواتِ وَ الْارَضينَ ، هذا سَيِّدُ الصِّدِّيقينَ ، هذا سَيِّدُ الْوِصيِّينَ وَ امامُ الْمُتَّقينَ وَ قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ . اذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ جاءَ عَلى ناقَةٍ مِنُ نُوقِ الْجَنَّةِ قَدْ اضاءَتِ الْقِيامَةُ مِنْ ضِيائها ، عَلى رَأْسِهِ