تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
امير مؤمنان و سالار مسلّماًنان و وصىّ من و صندوقچه و مخزن علم من و درب ورود به علوم و معارف من ، او برادر من است در دنيا و آخرت و با من است در مرتفع‌ترين درجات از عالم قرب ، و بعد از من با سه طايفه جهاد مىكند : با شكنندگان بيعت و طايفهء ستمكاران و طائفهء خارج شدگان از دين » ، ( منظور اصحاب جمل و اصحاب صفين و اصحاب نهروان‌اند ) . و نيز ابو نعيم احمد بن عبداللّه حافظ با اسناد خود از ابن ابى ليلى از حسن بن على عليهما السّلام روايت كرده است قالَ : قالَ رَسُولُ اللّهِ : ادْعُوا الَىَّ سيّد الْعَرَبِ - يَعْنى عَليّاً - فَقالَتْ عائِشَةُ : أَ لَسْتَ سيّد الْعَرَبِ ؟ قالَ : انَا سيّد وُلْدِ آدَمَ و عَلىٌّ سيّد الْعَرَبِ . فَلَمّا جاءَ عَلِىٌّ ارْسَلَ الَى الْانْصارِ فَاتَوْهُ فَقالَ لَهُمْ : يا مَعْشَرَ الْانْصار الا ادُلُّكُمْ عَلى ما انْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ ابَداً ؟ قالُوا : بَلى يا رَسُولَ اللّهِ ، قالَ : هذا عَلِىٌّ فَاحِبُّوهُ بِحُبِّى وَ اكْرِمُوهُ بِكَرامَتى فَانَّ جَبْرَئيلَ امَرَنى بالَّذى قُلْتُ « 1 » ابو نعيم گويد : اين روايت را با سند ديگر نيز از سعيد بن جبير روايت كرده‌اند . حاصل آنكه حضرت رسُول اللّه فرمودند : « سيّد و سالار عرب را بگوئيد كه نزد من آيد ، و منظور نظر آن حضرت علىّبن‌أبىطالب بود . عائشه گفت : آيا تو سيّد و سالار عرب نيستى ؟ فرمود : من سيّد و سالار فرزند آدمم و على سيّد و سالار عرب است . چون اميرالمؤمنين آمدند حضرت رسُول اللّه به دنبال انصار فرستادند كه نزد او حاضر شوند ، چون حاضر شدند فرمود : اى جماعت انصار مىخواهيد كه من شما را به چيزى رهبرى كنم كه با وجود آن هرگز گمراه نگرديد ؟ گفتند : بلى اى رسُول خدا . حضرت فرمود : اين است علىّبن‌أبىطالب او را دوست داشته باشيد به همان دوستى كه مرا دوست داريد و او را گرامى بشمريد به همان نحوى كه مرا بزرگ و گرامى مىشمريد . حَقّاً بدانيد كه اين پيغامى را كه به شما دادم جبرئيل مرا امر نموده است . » ابو الحسن فقيه محمّد بن احمد بن على بن شاذان در كتاب « فضائل على و اولًاد معصومين او عليهم السّلام » كه مجموعا صد منقبت است از طريق اهل تسنن
هامش
( 1 ) « غاية المرام » ص 620 حديث شانزدهم .