مَنْ ذا بِخاتِمِهِ تَصَدَّقَ راكِعاً * وَ اسَرَّها فى نَفْسِهِ اسراراً
مَنْ كانَ باتَ عَلى فِراشِ مُحَمَّدٍ * وَ مُحَمَّدٌ اسْرى يَؤُمُّ الْغارا
مَنْ كانَ فِى الْقُرْآنِ سُمِّىَ مُؤْمِناً * فى تِسْعِ آياتٍ تُلينُ غَزاراً
سپس ابن جوزى گويد : در اين بيت اشاره كرده است بهقول ابن عباس :
مَا انْزَلَ اللهُ آيَةً فِى الْقُرْآنِ الّا وَ عَلِىٌّ عليه ال + سلام اميرُها وَ رَأسُها « 1 » ابن عباس گويد : هيچ آيهاى در قرآن كريم نازل نشد ، مگر آنكه علىّ امير آن آيه و سَردار آن آيه باشد .
و س + يد اسمعيل حِمْيَرى گويد :
وَ سَرى بِمَكَّةَ حينَ باتَ مَبيتَهُ * و مَضى برَوْعَةِ خائفٍ مُترَقَّبٍ
خَيْرُ الْبَرّيَّةِ هارِباً مِنْ شرِّها * بِاللَّيْلِ مُكْتَتِماً وَ لَمْ يَسْتَصْحَبِ
باتُوا وَ باتَ عَلَى الْفِراشِ مُلَفِّقاً * فَيَرَوْنَ انَّ مُحَمَّداً لَمْ يَذْهَبِ « 2 »
بهترين مردمان ( محمّد رسول الله ) چون على ، در خوابگاه او خوابيده و بيتوته نمود ، در سياهى شب از مكّه كوچ كرده و مانند شخص ترسناكى كه هر لحظه انتظار دارد او را بگيرند ، به راه افتاد .
به راه افتاد پيامبر در سياهى شب ، در حالىكه از بيم وقوع كشته شدن راه فرار در پيش گرفت و خود را پنهان نموده و با خود رفيق و مصاحبى برنداشت .
كفّار قريش شب را خوابيدند و على در فراش رسول الله خوابيد و چنان سر خود را در ميان بُرد پيامبر پيچيده بود كه كفّار گمان كنند محمّد نرفته است .
هامش
( 1 ) تذكرة الخواص ص 10
( 2 ) ديوان حميرى ص 93 و از اين صفحه تا ص 100 در تعليقه مطالب سودمندى را ذكر كرده است