متعال حدّ مىزند ، يعنى آن را محدود مىكند . فرض كنيد اراده و اختيار حقّ را چنان گسترده و وسيع بدانيم كه بر اراده و اختيار جميع عوالم از مجرّدات و مادّيّات غلبه و سيطره پيدا نموده ، بر ارادهء حضرت روح و فرشتگان مقرَّب غالب آمده و در تمام عوالم نزولى تا اينجا همه جا و همه جا را فرا گرفته است ، ولى فقط به اين يك عدد مورچهء ضعيف غير قابل رؤيت كه رسيده است متوقّف گشته ، و به دو اراده و اختيارى مستقلّا يعنى مُنحاز و جداى از مشيّت و ارادهء خويش عطا فرموده است ؛ در اينجا مطلب ما باطل و كُميت ما لنگ مىشود .
چرا ؟ ! به جهت آنكه وجود يك ذرّهء نامرئى و غير قابل حساب هم موجب تحديد و تقييد آن سعهء اراده و آن اطلاق مشيّت و اختيار وى مىگردد . زيرا بالفرض شما به اين يك دانه مور ارادهء مستقلّهاى دادهايد و آن را مندكّ در ارادهء خدا ندانستيد ، بنابراين آن اراده و اختيار مفروض لا يتناهى به اينجا كه مىرسد خود به خود حدّ مىخورد و تقيّد پيدا مىنمايد ، يعنى متناهى سر از آب در مىآورد ؛ و اين خُلف است كه شما در گفتار وى را لا يتناهى اتّخاذ كرديد ، امّا در عمل صبغهء تناهى به وى زديد !
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً
. « 1 »
« و نمىخواهيد شما مگر آنكه خدا بخواهد . تحقيقاً خداوند عليم و حكيم است . »
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
. « 2 »
« و نمىخواهيد شما مگر آنكه خدا بخواهد ، كه او پروردگار عالميان است
هامش
( 1 ) » . آيه 30 ، از سورهء 76 : الإنسان
( 2 ) آيه 29 ، از سورهء 81 : التّكوير