در ادامه و بقاء ، كه داراى هستى به خود و استقلال فىالجملهاى باشند بوجود بياورد ؛ اين ايجاد داراى معنى و مفهوم تولّد خواهد بود ، و از جانب همان مبدأ مجرّد و نورانى و بسيط ، مشحون به عنوان « توليد » مىگردد .
آيه مباركهء
الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
، و آيه
لَمْ يَلِدْ
، و سائر آياتى كه دربارهء عيسى بن مريم على نبيّنا و آله و عليه السّلام و دربارهء برخى از فرشتگان واسطه به رأى مشركين وارد شده است و قرآن مجيد آنها را ابطال مىنمايد ؛ همه راجع به اين حقيقت است كه آنها وجود استقلالى ندارند ، و در ذات و صفات و افعال فقط مظهر و مجلاى ذات اقدس او مىباشند .
بنابراين جميع عوالم امكان كه داراى اسامى مختلف و شئون متفاوتى هستند ، همگى ظهورات آن ظاهر و مجالى تجلّيات آن مَجلَى مىباشند .
و از آنجا كه ظهور ظاهر ، و مجلاى وجود ، غير از اصل وجود و ذات هستى چيزى نيست ، و عناوين و اسماء عديده موجب كثرت واقعيّهء خود نمىشوند ؛ در عالم وجود و حاقّ خارج يك هستى بيشتر نمىتواند متصوَّر باشد ، و جميع اين هستى تولّدشدهء از حقِّ اصيل و أصل الوجود نمىتوانند بوده باشند . بنابراين ، أصل الوجودِ اين عوالم گستردهء امكانيّه ، غير از وجود اقدس واجب الوجود چيزى نيست ؛ و اگر عنوان امكان و آيه و ظهور و تجلّى برداشته شود ، غير از حقّ تبارك اسمُه و تعالَى مجدُه ، اصالتى و حقيقتى و وجودى نمىماند . يعنى جميع عوالم خود اوست و غير از حقّ نيست .
اينست معنى
لَمْ يَلِدْ
و الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً كه با صريحترين بيان و بليغترين برهان ، وحدت وجود را اثبات مىكند .
ابيات عارف شبسترى در معنى لَمْ يَلِدْ
و اينست معنى ابيات عارف بزرگوار ما شيخ محمود شبسترى أعلى الله درجته كه در پاسخ سؤال :
چرا مخلوق را گويند و اصل * سلوك و سير او چون گشت حاصل ؟ !